صابری در دیار آریوبرزن چه میکند؟

صابری در دیار آریوبرزن چه می کند؟

توکل آن است که انسان جز از خدا ازکسی نترسد . امام رضا (ع)

چند ماه پیش طی یک اقدام عجولانه و بدون محاسبات اجتماعی ­، فرهنگی آقای صابری روزهای پنجشنبه را در استان کهگیلویه و بویراحمد تعطیل اعلام کرد او بی توجه به آینده این اقدام سعی کرد کارهای خوب وبد گذشته را به نوعی توجیه کند چرا که روند رضایت مندی مردم و مخصوصا کارمندان که بخش عمده ای از نخبگان استان به شمار می روند تا حدودی حاصل می شد لذا همه اینها مواردی بود که دکتر را به تصمیمی وا داشت که بر آیند خوبی را برایش می ساخت اما با اعلام سخنگوی دولت مبنی بر برگشت ساعت کار به 44ساعت در هفته موجبات فسخ پیمان را از جانب دکتر فراهم آورده البته هنوز هم می تواند کاری کرد که سیخ نسوزد یعنی کسری یک ساعته را به نوعی با روزی 10دقیقه تقدم با تاخیر جبران نموده و راحت این دو راهی خود ساخته  را رد کرد وبه نوعی کانون گرم خانواده را از همنشینی های پنجشنبه محروم نکرد.  محاسبات دقیق نشان می دهد که میانگین کار مفید درهفته کمتر از 20ساعت است یعنی با میزا ن اسمی آن که به قول سخنگوی دولت 44ساعت می باشد به تعداد 24 ساعت خلا کار داریم یعنی 24ساعت را همگی بیکاریم با این اوصاف راحت میشود قید روز پنجشنبه را زد و دکتر را با خاطره خوشی بدرقه کرد .

علی ایحال اینکه دکتر می خواهد در آستانه پاییز به بهار برگردد و از تعطیلی  پنجشبه  ها صرفنظر کند یا اجرای صریح  قانون است یا نتیجه تصمیم عجولانه چند ماه پیش! قضاوت با شما

قربان کرمی ; ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۳۱

قادسیه صدام یا دفاع مقدس؟

 قادسیه صدام  یا دفاع مقدس ؟

از اعراب چه دیدیم که . . .

باز ایران ،،،،،،،،،، باز حمله ، این بار به جای فرش مدائن برای نفت مهران آمده بودند ، به جای  نهاوند به طمع فتح تهران ، به جای حذف زبان غصب خاک، و بهانه ای هم نداشتند ، اما نه با اسب و نیزه  و شتر که با توپ و تانک ومسلسل ، راستی چه خبر است ؟ آیا باید مصلوب صلیبشان باشیم ؟ مگر نه این است که در خانه خود نشسته و با داس خود نان خود می خوردیم ؟ خاکمان اگر توتیاست برای مردم همین دیار است و بس و این یادگار نیاکانی است که برای ثبت آن خون داده اند . این تهاجم زمانی بود که تنها ۱۹ ماه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذشت. صدام حسین رییس‌جمهوری وقت عراق با پاره کردن پیمان ۱۹۷۵ الجزایر در نطقی با تأکید بر مالکیت مطلق کشورش بر اروندرود که آن را شط‌ العرب می‌نامید و طرح این ادعا که جزایر سه‌گانه ایران به اعراب تعلق دارد، همزمان جنگ زمینی، هوایی و دریایی علیه ایران را آغاز کرد.لذا به بهانه روز سی ویک شهریور سال پنجاه و نه شروع جنگی ناخواسته و نا برابر شرحی کوتاه جاری میکنیم به روان پاک شهدای هشت سال دفاع مقدس . باشد که با رحیل صبحگاهی انتهای قافله خوشبختی به سالاری شهداء  نباشیم .

   اینکه قبل از حمله ویرانگر اعراب در سال سی هجری قمری جایگاه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی  سرزمین متمدن ایران در چه مقام و منزلتی بوده بر هیچ مورخی پوشیده نیست . امپراطور ساسانی در پرتو موقعیت جغرافیایی خود ، پل ارتباطی و بازرگانی بین آلتای شرقی و سومری غربی بود . تجارت جهانی از طریق جاده ابریشم ، مناسبات به روز بازرگانی ، شکوفایی اقتصادی به واسطه تولید و تجارت منسوجات پشمی و ابریشمی ، رونق صنعت شیشه سازی و قالی بافی ، نبوغ فکری محاسباتی و مهمتر روابط هوشمندانه جهانی به سبب برخورداری از فرهنگ غنی فلسفه و علوم مخصوصا : علم پزشکی ، ریاضیات ، نجوم و هنر باعث شد تا این موارد تنها یکی از دلایل حمله اعراب به ایران باشد . حال با علم به ایرادات اساسی دربار ساسانی و تاثیر مستقیم ناکارآمدی دستگاه حاکم و عوامل گوناگونی که زمینه ساز انقراض این سلسله پادشاهی گردید  به شرح  دلایل این حمله و تاثیرات مخرب آن می پردازیم  :

الف : دلایل حمله اعراب به ایران

  • دورنمای کسب ثروت و زمین یکی از انگیزه ها و اعتقادات مذهبی اعراب برای حمله به ایران بود .
  • گرسنگی و فقر اعراب، روایتی نقل شده که در آن فرمانروایان قول «گنج خسروان و قیصران» را به اعراب داده بودند .
  • به روایتی نقطه شروع جنگ اعراب و ایران، و یا به عبارتی قیام اعراب " به اسلام گرویدن  بین النهرین تحتِ کنترل ساسانیان بود " که می‌خواستند خود را از سلطه ساسانیان خارج کنند.
  • توماس نوبل معتقد است که از آنجایی که یورش و غارت در میان اعراب مرسوم بود، پس از اینکه اسلام خشونت را میان مسلمانان ممنوع کرده بود، اعراب به روزنه جدیدی برای بروز این خشونت سنتی نیاز داشتند و این دلیل نظامی گری آنها می‌باشد.
  • انتقال اعراب به هر عنوانی به سرزمین‌های خارج از عربستان باعث محدود شدن نزاع‌های داخلی در درون جامعه اعراب می‌شد.
  • برخی  از مورخین ظهور و گسترش اسلام را اجزای یک فرایند می دانند که خود ناشی از تغیرات آب و هوایی  و کمی آب در عربستان می‌باشد.
  • گسترش شبکه تجاری و انجام معاملات اسلامی آنها را به کشور گشایی بیشتر ترغیب می کرد.
  •  (پان عربیسم) ماهیت اصلی این حمله را در واقع می توان پان عربیسم دانست .
  • برقراری امنیت در مسیرهای تجاری و ارتباطی در عربستان بود. در حین انجام این کار، جنگ بر سر منابع آب، چراگاه‌ها و شترها به جنگی بین‌المللی گسترش پیدا کرد.

ب: اثرات حمله اعراب به ایران

حمله اعراب به ایران چه از نظر سیاسی و چه ازنظر اجتماعی ، مهمتر ، موثرتر و مرگبارتر از حمله مغول ها بود زیرا مغول ها به خاطر فقدان یک مذهب مشخص و عدم اعتقاد به هیچیک از ادیان و آئین های معتبر ، درمجموع  از تعصب مذهبی و رجحان ملتی بر ملت دیگر بود و بر این باور می جنگید  . به عبارت دیگر حمله مغول ها اساسا متوجه تصرف قدرت و تغیر شکل سیاسی حکومت در ایران بوده ، امااعراب از یک طرف کوشیدند تا با اشغال نظامی ایران ، استقلال و شکل سیاسی حکومت ایران را نابود کنند و از طرف دیگر تلاش کردند تا با قرآن و اسلام ملت ایران را در امت اسلام و دین و فرهنگ و زبان و خط ایرانی را در دین و زبان و خط عربی حل کنند . از این روز نتایج مخرب حمله اعراب به ایران از نظر تاریخی عمیق تر و از نظر جغرافیایی گسترده تر از حمله مغول ها بوده است . اعتقاد به اینکه : قرآن ناسخ همه کتب و اسلام ناسخ همه ادیان و اندیشه هاست ( ان الاسلام یهدم ما کان قبله ) ، باعث شد تا اعراب مسلمان به آثار علمی و ذخایر فرهنگی سایر ملت ها ، به دیده حقارت و دشمنی بنگرند . با چنین ایده ای در حمله به ایران و مصر و اقدام به نابود کردن ذخایر علمی و فرهنگی این ممالک پرداختند ، آنچنانکه تمام کتابخانه ها را به آتش کشیدند و کتاب ها را وسیله گرم کردن حمام ها کردند .  در حمله به ایران از همین " سیاست آتش " استفاده کردند . به طوریکه کتابخانه  های ری و جندی شاپور را به آتش کشاندند ، زیرا عمر نیز معتقد بود که با وجود قرآن مسلمین را به هیچ کتاب دیگری احتیاج نیست . نابود کردن کتب علمی و فلسفی و ویران ساختن آثار هنری و بنا های تاریخی سیاست عملی همه مهاجمین بوده اما در حمله اعراب این کار ناپسند علیرغم مقاومت ایرانیان نتیجه ای نداد و بالاخره  با نهایت  بی شرمی  هرآنچه خواستند و توانستند بر سر فرهنگ و ملت آوردند.

از تمام مسایل و معضلات حمله اعراب به ایران که بگذریم مشکلات  اخلاقی و رفتار ناشایست اعراب نکته قابل ملاحظه ای است که برای آیندگان و مورخین ما جای مطالعه و تحقیق خواهد داشت . در استناد تاریخی آن دکترزرین کوب تاریخ دان ایرانی رفتار اعراب با ایرانیان را (مضحک، شگفت انگیز، و ظالمانه) خوانده و اعراب را مردمانی خشن و ساده دل می‌داندومی‌نویسد که بجز کسانی که به شدت تحت تاثیر تعالیم اسلامی قرار گرفته بودند، بقیه نسبت به اعراب احساس کینه و نفرت داشتند.  کما اینکه با تکرار تاریخ و حمله صدام در شهریور پنجاه و نه نهایت بد اخلاقی  ها با مردم شهر های جنوبی ایران شد ودر کمال تاسف مجامع بین المللی آن را صرفا بخشی از اثرات جنگ دانستند . علاوه بر کشت و کشتار و تخریب و انهدام خانه ها و تاسیسات  دارایی های قابل انتقال را بردند و نوامیس ما را نیز به اسارت بردند  و چه بی احترامی های که در حق آنها روا داشتند ، همچنان که با به اسارت بردن زنان و کودکان در سال سی هجری سابقه تاریخی خود را شکوفا کردند درصورتیکه کشور گشایان ایرانی در هر فتح خود نهایت احترام را در حق مردان شهرهای تصرف شده روا می داشتند باید این رفتار ناشایست اعراب را به حساب دین اسلام آورد یا اینکه مردم عرب ، چراکه در تعریف و اصل ادیان اسلام را  دین  مهربانی  و برابری مینامند  . اکنون با گذشت بیش از هزارو چهارصد سال از جنگ اول و سی و سه سال از جنگ دوم اعراب علیه خاک ایران و با در نظرگرفتن تفاوت های موجود در این دو جنگ با فاصله زمانی نسبتا زیاد و عنایت ویژه به مشترکات موجود  و مهمتر نامهربانی ها چند ساله دفاع مقدس و در نقطه اوج آن همراهی و همکاری تمام کشور های عربی با صدام به خوبی می توان استنباط کرد که خوی برادری و همدردی با عجمان در آنها وجود نداشته و نخواهد داشت . بنا براین  لازم است با کیاست و حفظ استقلال ارضی و فرهنگی و نیز بهره گیری از ظرفیت های موجود آنها  و همچنین توجه به جایگاه ویژه برخی از آنها به واسطه ذخایر نفت و گاز کشورعزیزمان  را از خطر دشمنان مصون داریم ، تجربه  چندین ساله و تکرار رفتاریک سویه اعراب نشان داده است که بهترین راه عدم اعتماد به آنها است .

قربان کرمی ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۳٠

نمایشگاه پائیزه

نمایشگاه پائیزه ، باید ها و نباید ها !

با گذر از گرمای نیمه سوزان خورشید مایل تاب شهریور، آرام آرام پائیز از راه می رسد ، این پائیز برگ ریز هزار رنگ را هرچه بنامیم با رنگ زردش زیبا و قشنگ است ، عیدانه دانش آموزی ، خرید شب مدرسه ، از بازار کیف وکفش یونیفرم مدرسه گرفته تا تغذیه اول مهر اینها همه هست اما همه اینها عنوان قصه نیست عنوان قصه ما کمک دولت به مردم است) .نمایشگاه عرصه مستقیم کالا(

هر ساله در دو مقطع حساس یعنی بهار و پاییز دولت برای رفاه حال شهروندان عزیز اقدام به برپایی نمایشگاه هایی جهت تامین مایحتاج مردم به منظورحذف واسطه ها و صرفه جویی دربرش عرضی جیب آنها می کند،  این اقدام شایسته دولت برای قشر آسیب پذیر خوب است و معمولا در کلان شهرها به جهت مناسب بودن مکان و نوع خدمات ارایه شده با اقبال عمومی روبرو می شود و رضایت خاطر قاطبه مردم را فراهم می آورد، اما در شهری کوچک مثل گچساران فقط عنوان شکیل و بنرهای رنگارنگش صفا دارد و بس ! بدانید که نمایشگاه دایر شده  واقعا در شان و منزلت مردم شریف این شهر نیست.

سوله ای باقی مانده از انبار های زمان جنگ را مسقف کرده اند بدون هیچ گونه تهویه ویا خنک کننده ای، عزیزان : اینجا کجاست ؟ امان مردم از آمدن بریده می شود تا چه رسد به انتخاب و خرید،  ازدهام جمعیت به اندازه ای است که هوای دم کرده و بوی بدن های عرق کرده که با استرس خرید به سالن آمده اند سودای قیمت را از یاد برده و رهایی از این محیط تنگ وحشت زده را واجب تر از چانه زدن می دانند، راهروهای باریک  طبیعت خرید شلوغ شرایط را برای بیمان اخلاقی فراهم آورده و از این فرصت نهایت سوء استفاده ها را می برند ، فروش اجناس سالهای گذشته مانده در انبار ها  از مغازه داران شهر "همان های که به اقرار صریح خودشان فقط با این نمایشگاه ها این جنس ها آب می شوند" به مردم و سو استفاده از اعتماد آنها کسرشان مردم نیست بلکه رو شدن دست دلالان بازار سوزی است که با مجوز های قانونی خدمت رسانی خیانت می کنند .  پارکینگ خاکی منتهی به نمایشگاه که با وزش باد و پارک هر خودرویی هاریکان مکزیکی بر پا می کند و خریدارن عزیز را آزار می دهد ، مهم تر اینکه نبود بازرسی دقیق جهت کنترل کیفیت و موارد مشابه در نمایشگاه این سوال را مطرح میکند که آیا در شهر نفت زده ما واقعا جایی مناسب تر از این برای سرکار گذاشتن مردم پیدا نمی شود ؟ آیا نمی شد اداره صنعت ، معدن تجارت با هماهنگی بخش خصوصی اقدام به تهیه و توزیع چند قلم کالای اساسی با کیفیت  کند ؟ آیا کارگران  زحمت کش )این تولیدکنندگان ملی ) سهمی به اندازه جای یک نمایشگاه  حداقل برای نمایش اجناس بی کیفیت  و بنجل ندارند ؟  اینکه بالاخره چه کسی باید به این پرسش ها جواب دهد برمی گردد به قصه قشنگ :

کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!  من که دروغ‌زن نبودم  !   شاید باید می‌پرسیدم ! پیش‌تر از این می‌فهمیدم !

قربان کرمی ; ٦:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٦

پرنده

مثل پرنده ای باش که روی شاخه ای سست آواز می خواند ، شاخه

می لرزد ولی پرنده همچنان می خواند  چون ایمان دارد که پرواز را میداند.

قربان کرمی ; ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٥

قانون خدا

تاچند کشی نعره که قانون خدا کو؟
             گوش شنوا کو؟
آن کس که دهد گوش به عرض فقرا کو؟
گوش شنوا کو؟
مردم همگی مست وملنگ اند به بازار
از دین شده بیزار
انصاف ووفاو صفت وشرم وحیا کو؟
گوش شنوا کو؟
درعلم وترقی همه آفاق عوض شد
اخلاق عوض شد
مارابه سوی علم ویقین راهنماکو؟
گوش شنوا کو؟
هر گوشه بساطی زشراب وزقمار است
دیگی سر بار است
ای مسجدیان! امر به معروف شما کو؟
گوش شنوا کو؟
پرسید یکی:رحم ومروت به کجارفت؟
گفتم:به هوا رفت
مرغی که بردشکوه مارا به خدا کو؟
گوش شنوا کو؟

قربان کرمی ; ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٥

شورای شهرنورآباد

اعضای محترم شورای شهر نورآباد

سلام علیکم

براساس سیاست بی طرفی ودر راستای تضارب افکارو اندیشه های مختلف و کمک به گفتمان نقادی برای اصلاح امور شهروندی مواردی را به شرح زیر تقدیم ، امید است موجبات رضایت خاطر عالی جنابان  را فراهم آورده و راهگشای بخشی از مشکلات شهرمان باشد . اولا هدف بنده برننوشتن بود و می خواستم این بار سنگین نگفتن را به سینه بسپارم ، لاکن سینه هم حد و نصابی دارد و نمی تواند همیشه مامن باشد و این شد که مجبور شدم بنویسم  و به قول شاعر : سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ...اینجا همان جایی است که باید نقد کرد ونترسید ،  بنا براین اگر از حقیر سخنی می آید من باب "یستمعون القول "هست و نه بی ادبی و جسارت به شخصِیّت بزرگواران. همه میدانند که اکثریت قریب به اتفاق شما اعضای محترم فرهنگی بازنشسته هستید و طبیعی است که از دو جنبه اساسی وظیفه شورای شهر که خدماتی و فرهنگی می باشد صرفا در بعد فرهنگی پیش قدم هستید اما متاسفانه با توجه به اینکه در شهرکوچک وبا زندگی عشیره ای نورآباد  که کارهای خدماتی در اولویت قرار دارد لازم است کار های خدماتی را به فردی متخصص و با تجربه بسپارید و اگر می خواهید که رو سفید باقی بمانید باید که خودگذاری کنید نه سرمایه گذاری ، تا بتوانید در پایان باصراحت و بدون هیچگونه وابستگی به سوالات احتمالی پاسخ دهید ، چون شکلی که امروز هست این است که نمی گوییم شهردار بد است چون حجاب بد است ، شهردار بد است چون نشانه های ایثارو شهادت کم فروغ شده ؟ شهردار بد است چون روحیه کارافرینی با روحیه جهادی از بین رفت و فقط به انگاره های شخصی مبنی بر ضعف شهردار یا فرماندار و ... اکتفا می کنیم. خلاصه شهر ما باید :

شهرما باید جایی باشد که: شهردارش دوباره آزموده نشود چون وقت آزمون و خطا نیست وقت عمل است .

شهر ما باید جایی باشد که: درختانش را به جرم اینکه علت اصلی ترافیک هستند نبرند تا که ماشین ها راحت تر برانند .

شهر ما باید جایی باشد که: برایش از بیرون پول بیاوریم نه صرفا بچسبیم به خونه مش صفدر و دلخوش از جریمه کمسیون باشیم ، راه برای آوردن پول از جاهای دیگر با تعامل زیاد است ، البته بعد از آوردن پول درست خرج کردن ایثار است !

شهر ما باید جایی باشد که: در وقت اضطرار نه فقط به چند تا چادرو کنسرو و ... برای مردمش اکتفا کنند ، در حالیکه کمی آنسوتر میلیاردها تومان فقط خرج سگ خونه باغشان می شود .

شهر ما باید جایی باشد که: رنگهای رنگین کمان واجب و رنگهای سیاه مکروه باشد .

شهر ما باید جایی باشد که :ماندن و زندگی در آن مایه ننگ نباشد که بخواهیم مهاجر باشیم ودر جای دگر سرمایه گذاری کنیم و از آوردن محل تولدمان شرمنده باشیم .

 شهر ما باید جایی باشد که: سرانه های شهری آن به حد استاندارد برسد ، سرانه ورزش ، فضای سبز ، خدمات شهری ، پارکینگ عمومی و...

 شهر ما باید جایی باشد که: حداقل دو سوم مردمش بالای خط فقر باشد در صورتیکه الان سه چهارم آن زیر خط فقر است .

شهر ما باید جایی باشد که: مردمش از سر غنای فرهنگی دزدی را بزرگترین گناه و بدترین کار بدانند .

و در پایان  شهر ما باید شهر تعامل باشد نه شهر تقابل.

قربان کرمی اشکان کوچه 33

 

 

 

 

قربان کرمی ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٤

گچساران شهر جدول

گچساران شهر جدول

اینکه خداوند ما را به استفاده درست از نعمت هایش سفارش کرده و اینکه چگونگی انجام مهمات امور در قالبی به نام دین صریح گردیده است ، حجت را برای انجام هر خلافی ولوجزئی برما ساقط کرده ، لذابه همین دلیل است که قانون رافصل الخطاب می نامیم . اما متاسفانه خیلی راحت و مثل آب خوردن تمام خطوط قرمزهای زندگی را رد می کنیم وبه قانون و ضوابط مربوطه نیز توجهی نداریم. گویند اگر جماعتی در محلی به فراخور نیاز با هم با تعاملات روزمره صبح راشب کنند می شوند شهروند یک شهر و آنگاه شرایط لازم برای  زندگی در یک شهر خوب پایبندی به اصول است و اگر این اصول به  هروجه و صورتی مورد هتک حرمت و بی توجهی قرار گیرد، آنگاه وظیفه حاکم شهر است که اجرای قانون کند .

درشهر تمدن زده گچساران که کلاس و پرستیژ را صرفا در مد و لباس و برهنگی میبینند تالارهای متعددی برای انجام مراسمات عروسی در نظر گرفته شده است که غافل از محتویات و چگونگی این اماکن باید اذعان داشت کارخوب و کمکی شایان در راستای خدمات رسانی به مردم است . معمولا  قرار گرفتن این تالارها بیرون از شهر کاری حساب شده و خوب است ، اما تعداد کمی از آنها مخصوصا تالار بهار در محدوده محله رادک انتهای فنی حرفه ای قرار گرفته که موجبات نارحتی و نگرانی ساکنین محله را فراهم آورده و علیرغم مذاکرات مکرر و پیگیری های لازم تاکنون هیچگونه ترتیب اثری نیز داده نشده است ، لذا نظر به اینکه معمولا مراسم تا پاسی از شب ادامه دارد موجبات تضییع حقوق شهروندی شده و بر این مشکل نیز چاره اندیشی نگردیده .  به عنوان مثال روز نونزدم شهریور تا  ساعت دو ونیم  صبح صدای بلند و ناهنجار سازو دهل که با تیر در کردن های مداوم  همراه بود ( انگار که خلیفه وارد بغداد شده باشد ) خواب را از مردم این محله و مخصوصا بیماران گرفته بود که علیرغم چهار بار تماس با پلیس 110 متاسفانه آنها هم نتوانستند کاری از پیش ببرند و بالاخره اظهارکردند که این کار مربوط به ما نیست و باید با سپاه پاسداران تماس بگیرید . در نهایت نفهمیدیم مسئول مستقیم این کار چه اداره و نهادی است ، در هرحال موقع اجرای قانون است، هرکس مسئول است باید اقدام کند وگرنه خواهیم دید که شهرمان می شود شهر جدول ، شهری که در جدول کلمات متقاطع معروف است به شهر بی درو پیکر .

قربان کرمی ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢۳

تاجگردون یک قدم جلوتر از برنامه

تاجگردون یک قدم جلوتر از برنامه  !

همه میدانیم که وظیفه اصلی یک نماینده در مجلس شورای اسلامی قانون گذاری و نظارت است ، اما پیگیری طرح های عمرانی و مهمتر زندگی و معیشت موکلین نیز مهم و در اولویت قرار دارد ، لذا با توجه به اینکه برای سنجش کارآیایی گذشتگان و آیندگان عیاری مناسب بدست آوریم لازم است هر از گاهی تاریخمان را مرور کنیم و به یقین برسیم ، بنا براین شرح مختصری از وکلای ادوار گذشته مجلس را با مختصات سیاسی و عملکرد اجمالی  آنها مزید اطلاع عزیزان با هم مرور می کنیم  .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی  یعنی از خرداد سال یکهزاروسیصد وپنجاه و نه تاکنون تعداد شش نفر دیگر با رای مردم گرما دیده ، نفت زده گچساران روی صندلی های سبز و قرمزپارلمان بخت آزمایی کردند و با  افکار و برنامه های خود راهروهای به ظاهرکوتاه اما طولانی و پرمسئولیت مجلس را بارهای بار پیمودند و بعد از یک یا دو دوره به زور غزل خداحافظی خواندند و اصلا به شعر شاعر که فرمود : زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست  .... توجه نکردند . آقایان بهرام تاجگردون و محمد موحد هرکدام دو دوره ، و آقایان حسینعلی نجفی ، قدرت حسینی ، هرکدام یک دوره و محمد علی نبی زاده ، علی مراد جعفری به اتفاق یک دوره ، نهایت اینکه هرکدام با مقتضیات زمانی و مکانی به سهم خود ودر حد وسعشان برای خود یا مردم کار کردند ، حالا تشخیص اینکه چگونه  و کجا کارکردند ؟را به مردم فهیم گچساران می سپاریم و مارا فعلا با آن کاری نیست .

1-     آقای بهرام تاجگردون فردی چپ گرا، سیاستمدار و از نیروهای تراز اول این گروه محسوب می شد ، وی با توجه به دانش و تجربه ای که داشتند یکی از نمایندگان اثر گذار در قانونگذاری و صاحب نظری در حد انتظار بودند که رای و نظر ایشان در تصویب یا رد لوایح مجلس موثر  واقع می شد و نماینده خوبی برای شهرستان و کشور بودند . 

2-     اقای حسینعلی نجفی از نیروهای موسوم به حزب جمهموری اسلامی و نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گچساران بودندکه ایشان با توجه به شرایط خاص زمانی و بضاعت کم علمی و تجربی خود و ورود زود هنگام به حاشیه های غیر متعارف نتوانست موفقیت چندانی بدست آورد و در آخر هم شرمنده موکلین شد و مردم مدت نسبتا طولانی را بدون نماینده در پایتخت به انتظار دور بعدی نشستند.

3-     آقای محمد موحد نیز از نیروهای حزب جمهوری اسلامی و فردی محافظه کار بودند که توانستند با نفوذ خودو همچنین ارتباطات مردمی غافل از وظایف اصلی نمایندگی یعنی قانون گذاری و نظارت به مدت دو دوره وکالت شهرستان های گچساران و کهگیلویه  و باشت رابر عهده داشته باشند و جز در مراودات مردمی موفقیت چندانی نداشتند .

4-     آقای محمد علی نبی زاده که دفتر دار آقای موحد وبودند نیز با حمایت ایشان و تعصبات عشیره ای و قومی (باور غلط طایفه گرایی) توانستند به مجلس راه پیدا کنند ، اما متاسفانه با توجه به شرایط بد سیاسی و عدم هماهنگی با دولت نتوانستند چندان موفق باشند و علیرغم تلاش های زیادی هم که داشتند  با نا تمام ماندن دوره وکالتشان به علت بیماری دار فانی را وداع گفتند که لازم است برای ایشان  از درگاه ایزد منان طلب آمرزش کنیم .

5-     آقای علی مراد جعفری نیز از همتایان سیاسی و هم حزبی های نمایندگان قبلی یعنی موحد و نبی زاده بودند که با توجه به فرصت کم میاندوره ای و نیز عدم شناخت مسیرهای نفوذی ونداشتن دانش و تجربه کافی نتوانست کاری از پیش ببرد و با پروند ه ای چند برگی  با مجلس شورای اسلامی خداحافظی کردند  .

6-     آقای قدرت حسینی از اصول گرایان سنتی بودند که با ملاحضات خاص انتخاباتی پا به بهارستان گذاشتند و علیرغم اینکه از همان ابتدای کار، خود را به جریان منتسب به دولت نزدیک کردند اما به دلیل تمرکز وقت و سرمایه در فعالیت های اقتصادی نتوانستند برای حوزه انتخابیه خود کار مفیدی انجام دهند و با خاطره دو وجهی در تهران ماندند .

حال با گذری اجمالی از تاریحچه ادواری مجلس در حوزه انتخابی گچساران به کارگردان هفتم این صحنه وکیل نهم این مکان قانون گذاری یعنی مجلس شورای اسلامی میرسیم ، آقای غلامرضا تاجگردون از نیروهای اصلاحاتی که با اعتماد حد اکثری مردم به امید تغییر و اصلاح  برصندلی سبز مجلس نشستند .

 هرچند که در این فرصت کم گذشته از وکالتشان قضاوت کمی سخت و نابجاست ، اما چون پذیرفته ایم که مشت نمونه خروار است پس می نویسیم : اگر ایشان را با کوله باری ازدانش و تجربه فردی شایسته و فرا ملی بدانیم اغراق نیست ، چون در مقایسه با دیگر وکلای قبلی دارای وجوه متمایز زیادی هستند که همین سوابق و تجربیات راه دشوار و پر پیج و خم بهارستان را برایش آسان کرده و به واسطه همین داشته های علمی توانسته یکی از معاونین کمسیون های مجلس و نیز از صاحبنظران در طرح ها و لوایح مجلس باشند ، طبیعی است که در هر مکان و زمانی توانمندان به کار می آیند و از وجود مایه می گذارند  چون در چنته برای گفتن زیاد دارند . هیچیک از وکلای قبلی سابقه اجرایی در سطح کلان نداشتند ، وکلای قبلی معمولا از قشر فرهنگی آنهم در سطح میانی و کمتر بودند ، اکثر وکلای قبلی قانون را در مجلس یاد گرفتند و بعد شروع به کار کردند و این امر مدت زمانی خدمت رسانی از جانب آنها را به تعویق انداخت . تخصص اقتصادی که نیاز اول هر جامعه ای مخصوصا حوزه انتخابیه ما می باشد در وجود هیچیک از نمایندگان قبلی نبود .  وکلای قبلی با آزمون خطا وارد مجلس شدند و همین امر هم باعث شد که روند کار به کندی صورت گیرد چون هزینه اصلاح خطا هنگام آزمون بیش از پیش است ،  آشنایی با بودجه و توزیع آن به تناسب زمان و مکان ، و پراکنش جمعیت شرط لازم است که متاسفانه نمایندگان قبلی شاید هنوز هم در شاخص های آن مانده باشند. اینها و مواردی از این دست باعث شد که آقای تاجگردون با مضاعف کردن تلاش شبانه روزی بر این داشته ها که در واقع زیرساخت حرکت رو به جلو بود چند قدم جلوتر از برنامه باشد ،

با اینکه فرصت زیادی از زمان وکالت ایشان نگذشته است خوشبختانه شاهد انجام کارهای بزرگی چه در بعد قانون گذاری و نظارت و چه در بعد پیگیری مسائل و مشکلات حوزه انتخابیه هستیم که می توان به بیش ازسی و هشت دیدار و بازدید متنوع از شهرستان اشاره کرد و به نوعی می توان گفت گام به جلوی ایشان دور از انتظار هم نبوده است ، باید باشد چون باورکرده ایم که می تواند و اگربخواهیم ایشان را دراین راه همکاری کنیم باید کمک کنیم که تمرکزکاری و وقت خود را بیشتر به زیر ساخت های اساسی سوق دهد تا مشکلات جزئی و انتظارات غیر معقول. از این رو امید است این روند خوشایند و رو به رشد با نارسایی ها و بداخلاقی هایی احتمالی از سرعت نیفتد و با شتاب بیشتری پیگیری گردد. هرچند مسئولیت ها ی ایشان تا قبل از وکالت برای همگان مبرهن است ، اما برای راحتی خاطر خوانندگان عزیز به بخشی از آنها اشاره میکنیم ، همان بخشی که وی را از سایر همکاران خود در ادوار گذشته متمایز کرده است .

 

 

بخشی از مسئولیت ها قبل ورود به مجلس :

  • عضو شورای جهاد دانشگاهی دانشگاه اقتصاد شهید بهشتی
  • معاون دفتر مطالعات و تحقیقات سیاست های مالیاتی وزارت امور اقتصادی و دارایی
  • مدیر کل دفتر تحقیقات و سیاست های مالی وزارت امور اقتصادی و دارایی
  • رئیس سازمان برنامه و بودجه استان کهگیلویه و بویر احمد
  • رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان فارس
  •  معاون امور مجلس و استان های سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور
  •  دبیر کل سندیکای بیمه گران ایران
  • عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی بین المللی ایران
  • عضو شورای پول و اعتبار
  • رییس کمیسیون تخصصی شورای عالی اقتصاد
  • رییس کمیسیون تخصصی شورای عالی اشتغال
  • رییس ستاد نظارت بودجه کشور
  • عضو هیأت مدیره اتاق تعاون جمهوری اسلامی ایران
  • عضو شورای آموزش و تحقیقات استان فارس       
  • عضو شورای مشورتی شهرداری شیراز
  • عضو کمیته علمی کنفرانس حیطه بخش های دولتی ، تعاونی و خصوصی در اقتصاد اسلامی

      در پایان برای نمایندگان ادوار گذشته سلامتی و بهروزی ، برای مرحوم نبی زاده آمرزش و مغفرت ، برای نماینده فعلی نیز موفقیت و برای مردم شریف گچساران و باشت هم سعادت و شادکامی آرزو می کنم.

با احترام – قربان کرمی

قربان کرمی ; ٩:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۱٧

اخلاق را به چه فروختیم

 

اگر بقراط حکیم و قبل از آن پزشکان ایران باستان میدانستند که سوگند نامه اخلاق پزشکی اینطور به تاراج میرود ، اگر بنیانگذاران سوگند نامه مهندسی که اخلاق ساختن را زیرساخت بنای آرامش قرارداده ا ند می دانستند که امروز در معرض سونامی اخلاق زدگی قرار میگیرد .اگراولین معلم دنیامیدانست امروز شغل شریف معلمی بهانه ای برای سوء استفاده های اخلاقی می شود ، اگر هنر زیستن و مراقبت از نفس با هنر مندی بزرگ نتیجه اش شب های امروز ماست ، اگر فلسفه ، منطق و کلام دیروزبه سفسطه ، تسلسل و انکار امروز تبدیل می شود .اگر با کمال بی شرمی شاهد رفتار ناخوشایند فرزند به والدینیم ، اگر اخلاق تند و خشن پدر ساتور نظم پادگانی تربیت فرزندان است ، اگر بی اعتمادی، فقر فرهنگی، نارسائیهای اجتماعی بین زن و مرد عامل اصلی مشکلات اخلاقی جامعه گردیده و اگر . . .و صدها اگر و اما دیگرنبود راستی که باید به ما درود می فرستاد، آلبرت انشتاین با کشف عجیب عملکرد مغز یا الکساندر فلیمینگ با کشف پینیسیلین یا اینکه نه نزدیکتر ریزعلی دهقان با فداکاری و ایثارش !!! اینها همه زایده سه عامل مهم ( فرد ، جامعه و مسئولین) می باشد که هریک باید به سهم خود در درمان آن بکوشیم وگرنه باید منتظر روزی باشیم که امروز را آرزو کنیم. و اماافسوس ! دیروز پزشکان امین بیمار بودند و امروز باید مواضب رفتارشان باشیم تادرویشی چشمانشان را یادشان بیاوریم.دیروز معلمین الگوی اخلاق و تربیت بودند و امروز احتیاط در برخورد با آنان شرط عقل است . دیروز مهندسین ایمن ساز مسکن بودند و امروز اخلاق را با بی اخلاقی معامله میکنند.دیروز راننده تاکسی مطمئن ترین وسیله رفت و آمد بود و امروز با نصب آیینه های جلو وبغل باید چهار چشمی مواضبشان باشیم .دیروز تارموی سبیلی گروی مردانگی بود امروز مردها در مقام زنان به موهای خود گلت می زنند و با افتخار سالار کوچه و خیابانند .دیروز قراردادی به قولی بند بود امروز با چندین چک و سفته هم تضمین نمی شود . و در دراین آشفته بازار جای ما کجاست ؟تکلیف دین چه می شود ؟ آیا باید به عصر جاهلیت برگردیم و از بیم آبرو دخترانمان را زنده به گور کنیم ؟ پس به کجا سفر کرده مهندسی اخلاق در جامعه دینی و مهمتر در مذهب تشیع سرخ علوی ؟ در پایان به جهت این اینکه مخاطبین بخشی از جامعه در صنوف یاد شده می باشد لذا بزرگوارانی که در این بخش ها خدمت میکنند به دل نگیرند ، چون این واقعیت امروز ماست نه چیز دیگر ...

 

 

قربان کرمی ; ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٩

سوء مدیریت مردم را به ستوه آورده

 

سوء مدیریت مردم را به ستوه آورده به فکر چاره باشید !

تجربه تاریخی نشان می دهد که سوء مدیریت حتی به انقراض حکومت ها هم منجر می شود موارد زیادی را در تاریخ شاهد بودیم که در اثرگمایش مدیران نالایق در پست های کلیدی نابسامانی های در سطح کلان کشوری بوجود آمده که در نهایت منجر به دگرگونی و انقلاب گردیده است .به عنوان نمونه میتوان به خاطرات بوزجمهر وزیر دانشمند ساسانیان اشاره کرد که علت انقراض آل ساسان را با وجود تدبیر و خرد وزیر دانشمندی همچون خود اینچنین بیان می کنند . نالایقی مدیران از یکسو و دانش کم  و تجربه اندک از سوی دیگر باعث شده که کارهای بزرگ را به این افراد نادان بسپارند و بزرگان و مهتران با تجربه جملگی در بند و بعضا نظاره گر باشند و این اتفاقات زمینه بد بینی ملت را به حاکمان فراهم آورد عدم همراهی ملت با دولت یکی از دلایل سرنگونی ساسانیان شد.

معلوم است که همه نهادهای جامعه در قوه مجربه خلاصه نشده و سایر نهادها نیز در روند اداره یک کشور به اندازه خود سهیم می‌باشند، اما در میان بسیاری از اندیشمندان این اتفاق نظر وجود دارد که وجود دولت خوب، شرط لازم برای حکمرانی خوب است و دولت خوب شکل نمی گیرد مگر با انتخاب مدیران لایق و شایسته . از ابتدای شروع به کار دولت های نهم و دهم متاسفانه به سبب کینه های حزبی و گروهی روند بکار گیری مدیران فله ای در کشور به یک با ور تبدیل شد و اعتقاد خرافی به این باور مافیایی قانونمند شد و در نتیجه اکثریت مدیران از جامعه بی سواد و ناکار آمد انتخاب  شدند ، ادامه این روند باعث شد تا هرم مدیریت در کشور از راس تا قاعده جملگی ضعیف و ناتوان باشد و به نوعی نقش یک گزمه بله قربان گو را ایفا کنند . در نظر بگیرید بضاعت علمی و تجربی یک مدیر را که در اداره ای با حداقل نیرو مدیریت می کند حتی نیروهای ضعیف و غیر کلیدی آن اداره از آن مدیر قوی تر و باتجربه تر هستند ، تنها با حفظ کردن واژه های کلیدی که لازمه کارشان می باشد وانمود می کنند  که میدانند اما با کمی تغیرات در این نوشته ها از خط خارج و توانایی ادامه مسیر را ندارند و آنجاست که ماهیت عاریتی آنها برای ملت هویدا می شود . به صراحت میتوان گفت هیچ مدیری در سطح ادارات وجود ندارد که از کارشناسان خودقوی تر باشد  ، تنها عاملی که مدیران را از کارشناسان و حتی نیرو های عادی مجموعه برتر کرده است حکم مدیریتی آنهاست وگرنه در شایستگی هیچ حرفی برای گفتن ندارد. در بین مدیران  اسباب ماندگاری فقط تامین منافع بالادست است و لاغیر . معضل بزرگ رابطه بازی و نادیده گرفتن شایستگی و عمل نکردن به ضوابط قانونی باعث گردیده که در حال حاضر هیچ چیز جای خود قرار نداشته باشد و همین عدم تعادل در مراودات تضییع حقوق مردم را باعث گردیده و امتداد این راه به ناکجا آبادی است که قضاوت تاریخی را برای آیندگان راحت تر از پیش می کند و آنگاه پیشیمانی و افسوس ودریغ سودی نخواهد داشت . پس به حکم اینکه خیلی زود دیر می شود به فکر چاره باشید .

بااحترام

قربان کرمی

 

قربان کرمی ; ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٦

با نون چه کارها که نمی کنند !

تهیه نان با پودر گچ و سیمان!

دوستان به خدا آب گچساران به اندازه کافی سیمان و گل و لای دارد و با سختی بالای پانصد در مقیاس خود اصلا به کار شرب نمی آید . نکند خدای ناکرده روزی برسد که مرثیه خوان این فرصت از دست رفته باشید .

 

 

 

 

عصردنا - قربان کرمی :

 چند سال پیش یکی از کارشناسان سازمان محیط زیست می گفت باید آبشخور وحوش را طوری طراحی کرد و ساخت که امکان آلودگی آن به حد اقل ممکن برسد ، این یعنی توجه خاص به جانوران وحشی ، البته فکر خیلی خوب و پیشنهاد سازنده ای است ، چراکه زنده نگه داشتن طبیعت به سالم سازی محیط زندگی کمک شایانی می کند . اما متاسفانه در این شهرهیچ کارشناس بهداشتی و یا مسئولی به اندازه کارشناسان محیط زیست دلش به حال ملت نمی سوزد وگرنه حرمت این برکت ماندگار سفره ایرانی را حفظ می کردند .

عروس شهر "زیرگذرافسانه ای" این نوبرانه در حجله مانده را که به سمت خروجی شهر یعنی ترمینال مسافر بری رد کنید در بلوار شیراز به نانوایی آقای ........میرسید، نانوایی شماره ...... جنب رستوران شادی که روزهای چهارشنبه هم طبق برنامه تعطیل است ، بگذریم از آدرس و تعطیلی و مالکیت و شاطر و آرد و ... خلاصه همه میدانید که این نانوایی کجاست . انصاقا در مقایسه با بقیه خبازی های سطح شهر دارای کیفیت خوبی است و به نوعی می توان گفت که بهترین نان لواش را برای همشهریان عزیر پخت میکند . (( البته بهترآن است که دردم جلوی نانوایی با دوغ محلی خورد و رفت وگرنه شاید ...))

اما چرا این نانوایی دیوار به دیوار سیمان فورشی است سوالی است که مردم این شهر در جوابش مانده اند و نمیدانند از کی بپرسند . خب از شما می پرسیم که از کی بپرسیم ؟ از فرمانداری ؟ از شهرداری ؟ از بهداشت ؟ از شورای شهر ؟ از شورای آرد و نان ؟ از اداره صنعت و معدن و تجارت ( ماشاء الله چه اسم و رسمی هم داره ) ؟ بالاخره از کی بپرسیم ؟؟ شاید هم باید از هواشناسی پرسید ! یا نه بهتره ازمحیط زیست بپرسیم .

مسئولین عزیز! ای کسانیکه دل درگروه سلامتی مردم دارید! ای سفیران عدالت علی! لطف نموده کمی به خود آمده وبیش از پیش عنایت فرمائید . توجه به مشکلات مردم وظیفه شماست ، بابت این از آن حقوق می گیرید ( بیت المال ) ، آن هم این مردم فهیم ، صبور و دوست داشتنی ، مردمی که میراث دار تمدنی بزرگ هستند ، مردمی که با شان و منزلت ایرانی هیچگاه حرمت نان را نشکستند .

مردمی که باید خوب زندگی دارند ، مردمی که حق آب و گل دارند . عزیزان! اگردر رفع مشکلات مردم مانده اید تعارف روا نیست ، دست کم با نمک و جوش شیرین ناخواسته پودر سیمان و پودر گچ را هم به خورد آنها ندهید ، نکند با این رفتار مردم شرمنده تلاش شبانه روزی شما شوند . دوستان به خدا آب گچساران به اندازه کافی سیمان و گل و لای دارد و با سختی بالای پانصد در مقیاس خود اصلا به کار شرب نمی آید . نکند خدای ناکرده روزی برسد که مرثیه خوان این فرصت از دست رفته باشید .

وضعیت نامطلوب و غیر بهداشتی خبازی ها و دیگر مراکز خدماتی در این شهر یکی از دغدغه های مردم است ، بیائید به جای نشستن در جلساتی که فقط وقت را به بی وقت می برد چاره ای برمشکلات مردم نمائید ، چون خیلی زود دیر می شود تا نگاه میکنی گاه رفتن است ، رفتن از هر نوعی که باشد سخت است و جانکاه .

و اما !!! تو کجایی سهراب آب را گل کردند ، چه کارها که با دل کردند ، گفته بودی قایقی خواهم ساخت و ... راستی اگر قایقت جا دارد ما را هم با خودت ببر چون بیم داریم از خوردن نون لواشی که چاشنی آن پودر سیمان است .

 

قربان کرمی ; ٧:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٦

مگر در شورای شهر حلوا خیرات میکنند؟

مگر در شورای شهر حلوا خیرات میکنند؟

اینکه انتخابات در هر کشوری با ادعای دموکراسی انتخابات نماد مردم سالاری است بر همگان واضح و مبرهن است و ایران ما نیز با گذشت سی و پنج سال و متوسط سالی یک بار اجرای رفراندوم الگوی این حرکت ملی است . اما با تاملی کوتاه در انتخابات شورای شهر شبهات قابل ملاحظه ای ذهن مردم را به خود مشغول میکند که باید در پی گشودنش باشیم .

    هر نامزد محترمی از ابتدای شروع به کار ثبت نام تا انتخاب هزینه های زیادی را متحمل می شود ( متوسط چهل میلیون تومان )  که این هزینه ها حد اقل از دو جهت  تعهد آورند . اول اینکه تعهد وجدانی ، اخلاقی دارد که مارا فعلا به آن کاری نیست و انشاءالله در فرصت های بعدی که خاص منتخبان است به آن می پردازیم . دوم اینکه تعهد مالی، اجتماعی دارد. یعنی نامزد انتخاباتی نسبت به حقوق خود و اجتماع جوابگو است ، بنابراین طبیعی است که در پی انجام تعهد باشد و از جهتی همه قبول داریم که هیچ انسان عاقلی به میل خودراه خسران برنمی گزیند و به قول معروف جایی نمی خوابد که زیرش آب رود و در برابر جزئی هزینه توقع کلی در آمد دارد . پس با این اوصاف باید بپذیریم که درآمد شورای شهر به یقین بیشتر از هزینه تبلیغات است در غیر اینصورت به درد سرو گرفتاریهایش نمی ارزد . و اما از جهتی دیگر با روال قانونی حقوق و مزایای ماهیانه هر عضوشورا در شهرهای کوچک که در آمد آنچنانی از خدمات و تاسیسات شهری ندارند و صرفا با اعتبارات عمرانی اداره می شوند به طور متوسط پانصد هزار تومان می باشد ، لذا با یک حساب سرانگشتی در طول یک دوره چهار ساله کل دریافت های مشروع و قانونی آنها بالغ بر سی میلیون تومان نمی شود . حال با مقایسه این رقم یعنی جمع هزینه ها و درآمد حاصله باید دید نقطه هدف این ماراتن کجاست . ماراتنی که انتخابات خبرگان ، ریاست جمهوری و مجلس را هم تحت شعاع خود قرارداده است  قضاوت با شما مردم فهیم.

 

با احترام

قربان کرمی

قربان کرمی ; ٧:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٦

نه اهل برمکیم نه ککای جعفر

داستان جعفر برمکی

در روزگاران قدیم جعفر برمکی  در دربار هارون  جاه و جلال خاصی پیدا کرده بود و دیگر برادرانش هم هر یک به کار مشغول بودند و کشور را اداره می کردند.در این میان به دلیل علاقه شدید  هارون به جعفر برمکی  خواهر خود را به عقد او درآورد و در پنهان با او شرط بست که از خواهرش بچه ای به دنیا نیاورد.جعفر برمکی هم که خود چند زن داشت این پیشنهادرا قبول کرد.
از این ماجرا مدت ها گذشت تا اینکه یک روز  هارون با جعفر برمکی وارد باغ خود شد که به تفریح بپردازند.هنگام گردش در باغ،هارون سیب سرخ قشنگی را در بالای درختی دید و سخت دلباخته زیبایی و درشتی آن شد.جعفر برمکی خواست از درخت بالا برود.اما چون هارون خیلی او را دوست داشت ترسید شاخه ای بشکند و جعفر برمکی آسیب ببیند.بنابراین گفت:»من پای درخت می ایستم.تو پاروی کف دست های من بگذار و بلند شو و سیب را بچین« اول جعفر برمکی قبول نکرد ،ولی سرانجام بنا به خواهش هارون چنین کرد اما دستش به سیب نرسید.هارون گفت:»پاهایت را روی شانه ام بگذار«جعفر برمکی روی دوشانه ی هارون بلند شد،ولی باز دستش نرسید.هارون گفت:»روی سرم بایست«جعفر برمکی که مجبور بود با دوپا روی سر هارون ایستاد و سیب را فوری چید و پایین آمد.برادر جعفر برمکی که باغبان هارون بود و از دور این منظره را تماشا می کرد و خیلی از ترقی و پیشرفت برادرش نزد هارون لذت می برد.ولی وقتی جعفر برمکی پا بر سر هارون گذاشت،سخت ناراحت شد و پیش خود گفت:»افسوس که عمر جعفر برمکی و تمام  برمکیها بسر آمد«و سخت ناراحت شد اما به روی خود نیاورد و یک دسته گل چید و به هارون و جعفر برمکی تقدیم کرد.
هارون به پاس قدردانی از این گل ها به باغبان اجازه داد هر چه می خواهد از او طلب کند.ولی باغبان گفت:قربان!بنده فقط یک چیز از شما می خواهم و آن این است که با خط مبارکتان بنویسید:»این باغبان نه اهل برمک ست و نه کاکای جعفر برمکی«.هارون و جعفر برمکی خندیدند و باغبان را مسخره کردند .هارون گفت:»ای احمق!حکم جعفر برمکی حکم من است.کار او کارمن است.تو خود را از جعفر برمکی دور می داری و می پرهیزی؟!!«خلاصه هارون با دست خود نوشت و به او داد.ازاین ماجرا  گذشت تا اینکه هارون روزی چشمش به خواهرش افتاد و آثار حاملگی را در او دید و سخت خشمگین شد و رفت و به جلاد دستور داد:»تا سر جعفر برمکی را از بدن او جدا کنند و کلیه برمکیها را از کوچک و بزرگ،از پیر و جوان و از زن و مرد هر که بود تمام را از لبه تیغ بگذرانند«
وقتی  کار قتل عام برمکیها تمام شد،هارون پرسید:»آیا کسی را سراغ دارید که از نسل برمکیها باشد؟«شخصی گفت:بله قربان!باغبان شما ،حکم شد که او را هم بیاورند.باغبان را حاضر کردند باغبان گفت:»قربان !من نه اهل برمکم  ،نه کاکای جعفر «. هارون  خشمگین شد و گفت:»چرا دروغ می گویی؟تو برادر جعفری«.باغبان گفت:قربان!بنده مدرکی دارم که حرفم را ثابت می کند.هارون که از فرط ناراحتی نامه به خاطراش نبود گفت: مدرکت را نشان بده .باغبان نا مه را درآورد و هارون  با دیدن کاغذ متعجب شد و در اینجا نتوانست از نوشته ی خود صرف نظر کند.زیرا او اهل برمک و جعفر برمکی را به جرم عهد شکنی و بدپیمانی قتل عام کرده بود و اگر از نوشته و عهد خود صرف نظر می کرد خودش هم محکوم بود.

هارون  به باغبان گفت:تو از اول لابد این ماجرا را می دانستی؟! و با اصرارجریان را از باغبان پرسید.باغبان گفت:»قربان!آن روز که شما و جعفر در باغ بودید و جعفر به دستور شما برای چیدن سیب پا به کف دست ها و شانه ات گذاشت،هیچ.ولی وقتی پا به سرشما گذاشت و از شما بلند تر شد،این را یک بدبختی دانستم.زیرا شما هارون بودید و سزاوار نبود پا بر سر شما بگذارد و از اینجا فهمیدم که بخت ما برمکیها  برگشته است!!«

 

با احترام
قربان کرمی

قربان کرمی ; ٧:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٦

مشکلات سر راه دختران جوان؟

مشکلات سر راه دختران جوان چیست ؟

 با نگاهی اجمالی در مراودات اجتماعی و همچنین  با نگرشی دقیق در روابط زن و مرد  به خوبی پی می بریم که یکی از بزرگترین مشکلات خانم ها، این است که نمی توانند متوجه بشوند که مرد ها چه تفاوت های فاحشی با آن ها دارند! این تفاوت را صرفا مسلمان ها نمی گویند ، برای نمونه، می توانید به کتاب "مردان مریخی، زنان ونوسی 1" از جان گری مراجعه کنید. یک تفاوت ظریف بین مردان و زنان وجود دارد، و آن این است که: زنان از طریق گوش لذت می برند (یعنی سمعی هستند)، و لی آقایان با نگاه کردن لذت می برند ( یعنی عینی  هستند ). تا زمانی که خانم ها به این نکته توجه نکرده اند، ضرورت حجاب را درک نخواهند کرد.(من کاری به لامذهب ها و مسیر جدا شده ها ندارم، روی من با زنان عفیفی است که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند.)رفتار ها و برخوردهای غیر منطقی و دور از انتظار جامعه  نشان می دهد که در باور مصائب جانبی سخت است که : آن خانم محترمی که با حجاب ناقص در جامعه می گردد، متوجه باشد که چه نگا ها  و تیرهای مسمومی به سوی او نشانه می رود، چه جوان هایی را از فعالیت مفید در جامعه محروم می کند، و بسا تفکر زن بودن را برای خود سخت و یا ابزاری میکند  و چه خانواده هایی را از هم می پاشد؛ چون او زن هست و نگاه مردانه را نمی فهمد! لذا فقط  ما مسلمانان نیستیم که با این درد سرها و مشکلات موجود در بداخلاقی های جامعه مواجه هستیم بلکه در تمامی جوامع مخصوصا غرب این پدیده شوم وجود دارد. دانیل سیلورمن درمورد زنانی که درمعرض تجاوز جنسی قرار گرفته اند می گوید: "معمولاً چنین زنانی پس از مدت کمی دچار پشیمانی شده، خود را سرزنش می کنند ومی گویند: ای کاش آن لباس را نپوشیده بودم تا جلب توجه کنم! ای کاش به او لبخند نزده بودم! ای کاش به کانون خانواده احترام می گذاشتم ! ..." همه ی این ها نشان می دهد که فهم زنان از نگاه مردان، دقیق نیست. وبزرگترین عیب خانم ها، این هست که مرد نیستند! و با این تصور که مردها هم مثل آنان فکر می کنند، اطمینان های کاذب می کنند.به صراحت می گویم  بخش عظیمی  از دختران (بالای نود و پنج درصد) جامعه ما پاک هستند و  اگر از آنها  بپرسیم چرا بدحجاب هستید؟ دلیلشون  موارد بسیار ساده و دور از کلک و ترفند است ، مثلا زیبا بودن، باکلاس بودن، راحت بودن ، بی کلاس نبودن ، به روز بودن و این چیزهاست و اگر بشود با صمیمیت و بدون آنکه به غرور نوجوانی و جوانی شان بربخورد از آنها بپرسیم آیا آنها به این قصد این چنین می کنند تا نگاه مردی را به خودشان جلب کنند و همسر او را از نظرش بیندازند و خانواده اش را از هم بپاشند ، یا به این قصد آمده اند که برای اعصاب پسرهای مجردی که در اوج فشار غریزه ی جنسی شان هستند نقشه بکشند هیچ کدامشان چنین قصدی را ندارند.با این وجود در بدترین حالت ممکن  می گویند: "خب آقایان محترم  نگاه نکنند" یا مثلا "خاک بر سر آن ایمانی که با چند تار مو به بادمی رود" که همین جمله ها نشان می دهد آنها درست جنس مقابلشان را نشناخته اند که اگر می شناختند طور دیگری فکر می کردند . و کسی هم آنها را توجیه نکرده است که مردها نباید نگاه کنند اما مدیریت روابط زن و مرد برای خانم ها راحت تر است و برای آقایون به این راحتی نیست. همه می دانیم  یکی از مواردی که معمولا آقایون در آن فعال ترند امرار معاش خانواده است پس  قدرت بدنی برای آنها لازم و ضروری است، لذا خانم ها توقع دارند که آقایون از این برتری سوء استفاده نکنند . مثلا  گاهی عصبانی شده و زن را به باد کتک بگیرند ولی هیچگاه نمی گویند که اگر مرد را عضبانی نکنیم این مشکل پیش نمی آید . در مقابل  یکی از مواردی که خانم ها در آن قوی ترند و آقایون ضعیف تر ،قدرت مدیریت روابط زن و مرد هست که می بایست خانم ها از آن به بهترین وجه ممکن استفاده نمایند .

نه خانواده ، نه مدرسه ، نه رسانه ها و نه ... هیچ کس دیگر به آنها نگفتیم این دنیا دار مکافات است و تو خانواده داری ، پدر داری، مادر داری ، برادر داری و به یاد بیاور روزی تو هم ازدواج می کنی، بچه دار می شوی، سن و سالت بالاتر می رود و آن موقع خواه ناخواه شادابی هجده سالگی ات را نخواهی داشت، اما حق داری خانواده ای مملو از عشق داشته باشی و همسری که تمام توجهش به خانواده اش باشد و محبت عاشقانه اش به هیچ زن دیگری معطوف نباشد و حتی توی ذهنش هم کسی را با تو مقایسه نکند و همیشه تو در نظرش زیباترین باشی. پس الان تو که قدرتمندتری مدیریت کن و کمک کن نگاه پدرها و برادرها و همسران دیگران پاک بماند و تو اجازه نده توجه مردانی که باید خاص همسرشان باشد به تو جلب شود. درست است که آنها در این زمینه به اندازه ی تو قوی نیستند اما حق دارند پاک بمانند، انسانی زندگی کنند و آزار نبینند تو کمکشان کن .  لذا بیشترین اعتراضی که زنها در مورد مردان می کنند   این است که مردها به حرفهای زنها گوش نمی دهند و بیشترین اعتراضی که مردها در مورد زنها می کنندهم این است که زنهاهمیشه می خواهند مردها را تغییر دهند.

پی نوشت ها :

 ونوسی ها
یک : زنان پیشنهادهای درخواست نشده می دهند
دو : زنان به شیوه ی ونوسی ها حرف می زنند
سه :زنان باید یادبگیرنددرصدد اصلاح یا تغییرهمسرشان نباشند
چهار :در ونوس ابراز کمی محبت تغییر زیادی به وجود می آورد
پنج :در ونوس اگرزن درخواست ابراز محبت کند مرد کار مهمی انجام نداده
شش:زن ها برای حل مشکلات فقط در مورد آن صحبت می کنند
هفت :زنان از اینکه مورد احترام،درک و عشق قرار بگیرند واقعا لذت می برند

مریخی ها
یک : مردان با ارائه راه حل حرف زنان را قطع می کنند
دو : مردها به شیوه ی مریخی ها حرف می زنند
سه : مردها باید اهمیت گوش دادن را بیاموزند
چهار : در مریخ ابراز عشق کولاک می کند
پنج : مردان بر این باورند که اگر زنان چیزی درخواست نمی کنند حتما چیزهایی که مرد ارائه می دهد کافی است
شش : مردها برای حل مشکلات خود سکوت میکنند و در خود فرو میروند
هفت : مردهاازاینکه مورد پذیرش، تحسین و اعتماد قرار بگیرندواقعالذت می برند

 

با احترام  - قربان کرمی

قربان کرمی ; ٧:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٦

مشکلات سر راه دختران جوان

قربان کرمی ; ٧:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٦