دجال در ظهور

دجال در عصر انتظار

مهر ورزی و نیک خواهی، آسایش و آرامش همگانی، بیزاری از ظلم و فریب کاری، نفرت از تباهی و آلودگی ، لازمه یک زندگی اجتماعی مطلوب است . خداوند زیبایی و رفاه را برای همه خواسته و از مشکلات و کاستی‌های دیگران رنج می‌برند و لذا در مواقع بروز بلاها  باید به یاری یکدیگر برمی‌خیزیم. طبیعی است انسانی که دارای حیات اجتماعی است، انسان ها  زمانی می‌توانند به امیال فطری خود پاسخ دهد که جامعه، تحت مدیریت صحیح قرار گیرد.  این مدیریت مورد نظر زمانی است که منجی بیاید.

و اما داستان دجال ! داستان دجال که در احادیث و منابع اسلامی آمده است نشان از ماهیت تاریخی و مقایسه آن موجود با واقعیت های روز است.  ( انسانی یک بعدی با یک چشم در پیشانی ) این نشانه بارز دجال است . نظام پلید حاکم بر جهان نظامی یک بعدی است که انسان آن را با یک چشم می نگرد وچون انسان نیز جهان و زندگی را با یک چشم می نگرد وآن هم با چشم چپ ، بنا براین دجال می شود افسونگر اذهان عمومی.پس انتظار یعنی رسیدن به آرمان  موعود و نجات را در شکل عقلانی آن دیدن ، نه اینکه به اسم ها و رسم ها توجه نمودن چون اگر غیر از این باشدهر کسی می تواند ادعای ناجی بودن بکند و آنگاهست که هر روز باید شاهد  ظهور یک امام زمان  جدیدباشیم. اینکه نجات بخش واقعی از قریش ، بنی هاشم ، احفار پبغمبر و از پدر و مادری مشخص و دارای نام و لقب و کنیه مخصوص است راه را بر هر ادعای دروغین می بندد و باعث می شود داستان آنان موقتی و صرفا درحد یک حادثه تاریخی باشد .  میرزا سلطان ، میر احسان و یا شرمت الله را نمی توان با این قید و بند های مشخص جور کرد ، از این مهمتر اینکه این قید ها جزو توجیه فلسفی و بینش مکتب ماست .

قربان کرمی ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۳٠

نهج البلاغه

باسمه تعالی

        نهج البلاغه  بعد از قرآن بزرگترین کتاب ماست  که آنرا نمی خوانیم و نمیدانیم و نمی شناسیم ، چنانکه قرآن هم همینطور  : قرآن را هم  فقط ستایش میکنیم  میبوسیم و تبرک میدانیم  آن همه تجلیل و ستایش میکنیم  ، اما چه فایده دارد ، چه تاثیری  میتواند داشته باشد ، وقتی که درونش را ندانیم  چه می گوید.

شخصیت های بزرگی هم می توانند نجاتبخش ملت ما جامعه ما و نسلهای آینده ما باشند همین طورند.

             نهج البلاغه به اقرار اغلب دانشمندان  و نویسندگان و ادبای معاصر غیر شیعی عرب زیباترین متن عرب است ، سخنانی که از نظر ادبی در اوج زیبایی و از نظر فکر در عمق بسیار و از نظر اخلاق سرمشق و نمونه است ، در آن عباراتی هست که هرخواننده ای اقرار میکند که در بشریت نظایر آن عبارات  وجود ندارد . این عبارات سخنان علی است .

اما همه سخنانی که علی در مدت عمرش گفته است ، جمله ای از همه رساتر ، بلیغتر ، زیباتر ، اثر بخش تر و آموزنده تر وجود دارد و آن  : 

( بیست و پنج سال سکوت علی است )

قربان کرمی ; ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢۸

غدیر خم

غدیر خم بزرگترین واقعیت تاریخ !

یا علی لعل عقیقی جزتونیست                                                                                                                                                                                                                                                                                                  هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست

   آنگاه که حضرت محمد (صلواه الله و سلام علیه )در آخرین حج خود  به حکم الهی در واپسین ساعات روز هیجدهم ذیحجه سال چهلم هجری در گذر گاه  مقدس غدیر خم با کجاوه های شتران قبایل مختلف عرب  منبری ساختند تا با اشراف کامل واحتزاز وجود نورانی حضرت علی علیه السلام حجت رابرپیروان تکمیل نمایند ،نبوت را تمام و شروع ولایت را به نام نامی یگانه دلاور عرب بنیان نهادند . این انتخاب و نیابت حکمی ازلی بوده که سنگبنای آن به معراج نورانی پیامبر ویا از ابتدای خلقت بشر زمینه واثق و روشنی داشته است  ، چرا که در هنگام  معراج در بلند بالای مراتب روحانی خداوند با زبان علی  به محمد بشیر و الهام میداد . با شروع  ولایت علی دلهای مشتاق  غرق درالتهاب و اضطراب و نگران ازوجود دسیسه های دشمنان اسلام برای توقف و  جلوگیری از روند رو به رشد ولایت بود ، واز طرفی ساده لوحی و جهل طرفداران علی باعث شد تا خدعه و نیرنگ عمرعاصیان کارساز شود و بیعت شکنی و هرج و مرج در دیار اسلام بیش از پیش نمایان گردد ، بزرگان و شیوخ نامدار عرب هریک راه خود را رفته وتوجهی به خطبه غدیر نکردند و باشروع اختلافات اسلام را وارد بازار جنگ و اختلاف داخلی نمودند . با ادامه این روند و پراکندگی روز افزون  حضرت علی چاره کار را در سکوت دانسته و امت اسلام را به آرامش دعوت کردند. اینها و آنها  همه از کرامات مولایمان علی است که دل ولایی ما عجین به کرامات الهی اوست وبر این داشته بی نظیر که مایه مباهات  تشیع علوی می باشد تا ابدالدهر می نازیم و می تازیم  و به آنهائیکه  بعد از ماموریت تاریخی پیامبر با شیطنت های مضحک تن به بیعت با  علی ندادند و را ه را بر علی و فاطمه بستند  نشان خواهیم داد که:

 

با آل علی هرکه در افتاد برافتاد

 

قربان کرمی ; ٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٧

رابطه عقل و خرافه

 

عقل و خرافه

در بحبوحه شگفتی تمام علم ، نیز می بینیم بهترین استدلالات موجود دنیا در برابر یک تجربه فرو می ریزد  ، چون هیچ چیز در برابر امر واقع نمی تواند مقاومت کند . بنا براین اگر عقل بخواهد خود را از سقوط در ورطه ای که برای فرد و جامعه خطر ناک است حفظ کند باید از احراز های ظاهری و اشباح واقعی مدد جوید، یعنی هنگامیکه عقل در نتیجه گیری خود از تجربه حقیقی بیش از اندازه جداشود تجربه نظام یافته غیر حقیقی در برابر آن قرار می گیرد و عقل را متوقف می کند . بنا براین نتیجه  می گیریم که ، به محض آنکه عقل شکل میگیرد فورا با خرافه محاصره می شود

قربان کرمی ; ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢۳

رفتار های پسندیده

رفتارهای پسندیده دربرقراری ارتباط 

الف : دست دادن

1-    زودتر از فردبزرگ ترویا  مقام بالاتر دست پیش نبریم .

2-    وقتی وارد جمعی می شویم لازم نیست به همه دست بدهیم ، بهتر است با آرامش باستیم و احوالپرسی کنیم ، مخصوصا زمانیکه دیگران نشسته یا مشغول انجام کاری باشند .

3-    با افرادی که صمیمی نیستید دست دادن نباید سرد و نه خیلی محکم باشد.

4-    بهتر است هنگام دست دادن دستکش خود را از دست خارج کنیم .

5-    وقتی کسی دست خود را جهت احوالپرسی پیش می آورد وی را منتظر نذاریم .

6-    با نوک انگشتان دست ندهیم .

7-    هنگام احوالپرسی  و دست دادن بهتر است ارتباط چشمی نیز برقرار کنیم .

8-    هنگام دست دادن کلید یاچیز دیگری در دست نداشته باشیم .

9-    به منظور احترام بیشتر بهتر است ازماشین پیاده شویم  سپس دست دهیم  و احوالپرسی کنیم .

10-برای دست دادن دست خود را از فاصله دور دراز نکیم .

11-با دست آلوده به دیگران دست ندهیم .

12-وقتی میخواهید به چند نفر دست دهید با آنان ارتباط چشمی برقرار کنید ، نه اینکه  در حالیکه با نفر اول صحبت میکنید با بقیه دست دهید .

13- نکته1 : وقتی دست شما خیس است برای دست دادن پیش قدم نشویم . نکته2: هنگامی که کسی چیزی در دست دارد  و یا مشغول کاری است  جهت دست دادن پیش قدم نشویم .

ب: روبوسی

1-    با صورت خیس یا عرق کرده برای روبوسی با دیگران پیش قدم نشویم .

2-    در حضور دیگران  ( در مکان های رسمی و عمومی ) روبوسی به تعداد کمتر شایسته است ، همچنین با افرادی که صمیمی نیستیم .

3-    از روبوسی خیلی تند و سریع خودداری کنیم .

4-    برای روبوسی بهتر است فرد کوچکتر صبر کند تا بزرگتر پیشقدم شود .

5-    روبوسی با صدای بلند شایسته نیست .

6-    بچه های خرد سال دیگران ( غیر خویشاوند ) را نبوسیم  ممکن است والدینشان راضی نباشند .

7-    در مراسم عزا یا تشیع جنازه یامواقعی که همه ناراحتند رو بوسی همراه با خوشحالی نباشد .

نکته : هنگامیکه سرما خورده اید شایسته نیست برای روبوسی با دیگران پیشقدم شویم .

قربان کرمی ; ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢۳

واژه ها

 واژه ها ، چه می گویند ؟؟؟؟

 به هوش باشید ، فریب واژه ها را نخورید ، کلمات  گول زنک های خوبی هستند  ، پس بدانید که آنچه هست در ذات است نه در ظاهر  ، باید با شعور ساخت اما نه شعر چرا که ، تنها مرجع مشروعیت بخشی به دروغ شعر است و تنها شاعر است که  دروغش راست است ، و بچه که دروغ نمی گوید ، لذا یا شاعر باش  و با شعرت دروغ بگو و یا بچه باش و اصلا دروغ نگو ... وقتی جهان از ریشه جهنم ، آدم از ریشه عدم ، داعی ازقالب داعیه ،  و سعی از ریشه یاس ، وقتی که با  یک تغییر  ساده در حرف کفتار به کفتر تبدیل می شود ، باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست .  نان را از هر طرف بخوانی نان است .

قربان کرمی ; ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٢

کجاست آن خانه امن ؟

سرایی بسازیم که  سراب نباشد

     پیشینه تاریخی مسکن به هزاران سال یعنی از ابتدای تاریخ زندگی بشر با غارنشینی، کپر نشینی، کومه نشینی ، چادر نشینی  و بالاخره با ساخت سر پناهی به فراخور زمان و مکان زندگی برمی گردد ،فلسفه وجودی مسکن عبارت است از از سکنی گزیدن در محلی امن برای آرامش پایدار،و این باپداری و احساس راحتی میسر نمی گردد مگر با رعایت ضوابط کاری. فراغت از کار روزانه و لزوم به رفع خستگی و... انسان را به فکر مسکن مطمئن وا داشته است، از اینرو ساخت مسکن یکی از دغدغه های اساسی زندگی اجتماعی است که باید با نهایت درایت و توجه  همراه باشد .

در ساختن هر خانه ای با داشتن زمین مناسب عوامل متعددی دخالت دارند، پرداختن به تشریفات اداری و مستند کردن ضوابط ساخت و ساز و هچنین قانونی نمودن آن گام اول در این مسیر میباشد که پس از انجام این مهم مرحله اجرا که اساسی ترین رکن مسکن است شروع می شود انتخاب نقشه،نوع مصالح و کیفیت اجرا و همچنین مهندس ناظر شروع روند کیفی کار میباشد که در صورت دقت عمل و رعایت مسائل فنی مرتبط نتیجه بخش در غیر این صورت صرفاً سرابی است که مقدمتاً اشاره گردید.

     و... اما متولیان امراز شهرداری که نقطه آغازین است تا مسکن سازان قانونی و همچنین دست اندرکاران متولی نظارت بر کیفیت و کمیت همه باید در چهار چوب قانون مدون نسبت به انجام مسئولیت خطیر خانه سازی اقدام نمایند ، اما متأسفانه اخیراً مشاهده می گردد که شرکت های مسکن ساز تازه تأسیس فارغ از هر گونه تجربه و معلومات فنی مهندسی و بدون نظارت دستگاه های متولی وارد بازار کارشده و شروع به انجام این مهم نموده و بدون توجه به دستور العمل های اساسی که در آئین نامه ها و ضوابط مسکن وجود دارد  راسا اقدام به ساخت وساز مینمایند که نه تنها محل و مأوای آرامش و راحتی نمی باشد که سبب پریشانی  وتشویش خاطر است. گواه این مدعا  انبوه سازان شهری میباشد که برای سود بیشتر  کیفیت را فدای کمیت نموده اند . آیا تا به حال دستگاه مسئولی سرزده از نمونه های کاری آزمایش  مقاومت و یا دیگر تست های لازم را به عمل آورده است ؟آیا تا کنون برای تخلفات  ساختمانی  مخصوصا در بخش سفت سازی و اسکلت فلزی و به ویژه باد بند ها جریمه های قانونی اعمال گردیده ؟ پس همه با هم بر این اصل اساسی اصرار ورزیده که حقوق  خانه داری قابل معامله در بازار دلالان مسکن ساز نیست و هر که از این مسئولیت سرباز زند در مسکن آخرت آرامش و راحتی ندارد.

قربان کرمی ; ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢۱

به نام خدای حج

به نام خدای حج

سرخوش از آنیم که حج می رویم                   غافل ازآنیم که کج می رویم

کعبه به دیدار خدا می رویم                           او که همین جاست کجا می رویم

حج به خدا جز به دل پاک نیست                   شستن غم از دل غمناک نیست

دل که به تسبیح و سر و ریش نیست              هر که که گفت یا علی درویش نیست

صبح به صبح در پی مکر و فریب                    شب همه شب گریه و امن ایجیب

قربان کرمی ; ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱۸

چگونه بسازیم...؟

 

به نام یگانه معمار هستی

چگونه بسازیم ...؟

فلسفه وجودی مسکن عبارت است از سکنی گزیدن در محلی امن برای آرامش پایدار و بدون از اضطراب، که این پایداری و احساس راحتی میسر نمی شود مگر با رعایت دقیق ضوابط مربوطه. فراغت از کار روزانه و لزوم به رفع خستگی و نشاط روانی انسان را به فکر تأمین این نیاز اولیه واداشته است که نهایت دقت و درایت در این فقره لازم و ضروری است.

پس از احراز مالیکت زمین انتخاب نقشه، نوع مصالح، نحوه اجرا و . . . شروع روند کیفی و کمی کار انسان را دارد مقوله ساختمان سازی می کند. لذا نظر به اهمیت موضوع، بحث ممکن را در چند بخش جهت اطلاع و بهره برداری ارائه؛ امید است اساتید، مهندسین و دانشجویان محترم با اظهارات کارشناسی و ارائه راهکارها و انتقادات سازنده حقیر را در انجام این مهم همکاری فرمائید.

در کشور ما ساختمان ها معمولاً به صورت اسکلت فلزی، اسکلت بتنی و مصالح نیایی «آجری، خشتی و گلی، چوبی، ترکیبی » اجرا می شوند که به تفصیل به معایب و مزایای هر کدام می پرازیم.

ساختمان های اسکلت فلزی:

ساختمان های اسکلت فلزی به ساختمان های اطلاق می شود که قسمت های اصلی آن قطعات فولادی باشد. سازه های اسکلت فلزی به طور کلی 3 نوع می باشند.

1- سازه های قابی که: نیروی وارد آمده را همراه خمش تحمل و منتقل می کنند.

2- سازه های خرپایی که: اعضای آن نیروهای وارد آمده را به صورت کشش یا فشار تحمل و منتقل می کنند.

3- سازه های کابلی که: نیورهای وارده را به صورت کش تحمل و منتقل می کنند.

 

الف: مزایای ساختمان های اسکلت فلزی:

1- ضریب نیروی لرزه ای: حرکت زمین در اثر زلزله موجب اعمال نیروی درونی در اجزاء ساختمان می شود. به عبارت دیگر ساختمان بر روی زمینی که ناگهانی و به صورت غیر همگن در حال تکان خوردن و ضربه های سنگینی و جهت دار در حال ارتعاش است. می بایست دارای ایستای لازم و مقاومت بالایی باشد تا بتواند ارتعاش وارده از طرف زمین را تحمل کند. در قاب های بتن مسلح به قاب های فلزی به دلیل وزن کمتر می باشد. تجربه نشان می دهد که خسارت وارده بر ساختمان های کوتاه و صلب که در زمین های محکم و سخت ساخته شده اند بعلت عدم انعطاف لازم زیاد است در حالیکه در ساختمان های بلند و انعطاف پذیر آنهائیکه در زمینی نرم ساخته شده اند صدمات بیشتری از زلزله دیده اند. به عبارت دیگر در زمین های نرم که پریود ارتعاش زمین نسبتاً بزرگ است ساختمان های کوتاه نتایج بهتری داده اند و بر عکس در زمین های سفت با پریود کوچک ساختمان بلند احتمال خرابی کمتری دارد.

عکس العمل ساختمان ها در برابر حرکت بستگی به مشخصات خود ساختمان از نظر صلبیت و یا انعطاف پذیری آن دارد و مهترن مشخصه ساختمان در رفتار آن در مقابل زلزله پریود طبیعی ارتعاش ساختمان است.

2- دوام: فولاد با ترکیبات مناسب دارای دوام بسیار خوبی است، ساختمان های فلزی که در تعمیر و نگهداری آنان دقت لازم معمول گردد دارای طول عمر نسبتاً زیادی می باشند و می توان برای مدت طولانی بهره برداری نمود.

3- خواص ارتجاعی: خواص مفروض ارتجاعی فولاد با تقریبی مناسب مصداق عملی داشته و می تواند نیاز این جهتی را مرتفع سازد. فولاد با تنش های بزرگی از قانون هوک پیروی می نماید. در فولاد ممان اینرسی را می توان با اطمینان در محاسبه وارد نمود حال آنکه در مقطع بتنی ارقام مربوط چندان معین و قابل اطمینان نمی باشد.

4- خواص یکنواختی: فلز در کارخانجات بزرگ با مواد اولیه مناسب و نظارت های لازم تهیه و به بازار مصرف می رسد. یکنواخت بودن خواص آن مورد اطمینان و اعتماد می باشد و خواص بر خلاف بتن با عوامل خارجی کمتر تحت تأثیر قرار می گیرد و از نظر تغییر خواص دارای مقاومت بیشتری می باشد. اطمینان در یکنواختی خواص مصالح در انتخاب ضریب اطمینان کوچک مؤثر است که این امر یکی از عوامل اصلی و مهم در صرفه جویی می باشد.

5- مقاومت زیاد: معمولاً مقاومت فلزات زیاد است و نسبت مقاومت آن به وزن از مصالح دیگر مخصوصاً بزرگتر است و همین عامل باعث مقاومت بیشتر آن می باشد. یکی از دلایل استفاده فولاد در دهانه های طویل و عریض سوله ها و ساختمان های مرتفع مقاومت زیاد آن می باشد و مهمتر اینکه ساختمان های که در زمین های با بافت فیزیکی کم تراکم و ضعیف قرار می گیرند حائز اهمیت فراوان می باشد. مصالح فلزی در کشش و فشار یکسان و در برش نیز خوب و مناسب و همچنین بسیار نزدیک به کشش و فشار است. و از این رو می توان خاصیت های سه گانه کشش و فشار و برش را در وجوه تمایزی این سیستم اجرا مورد استفاده قرار داد. در تغییر وضعیت بارهای استاتیکی و دینامیکی، نیروهای وارده فضاری، کشش قابل تعویض بوده و همچنین تقاطعی که در بارگذاری معموملی تنش برشی در انها کوچک است، در بارهای پیش بینی شده تحت اثر پیچش و در نتیجه برش ناشی از ان قرار می گیرد.

6- پیوستگی: قطعات فلزی با توجه به فرایند ساخت و مواد اولیه شکل دهنده آن دارای خاصیت پیوستگی و همگنی می باشند و در واقع می توان گفت دارای در چه همگنی متعادل می باشند ولی در قطعات بتنی صدمات و ضربات وارده در اثر زلزله با فشارهای ناگهانی به پوشش بتن مسلح این ضربه در واقع به شبکه میلگردی داخل بتن وارد می شود و ترک های در پوشش بتن موجود می اورد که قابل کنترل و پیشگیری نمی باشد که همین امر باعث می گردد سازه بتنی در هنگام وارد شدن ضربات بعدی با پس لرزه ها در هنگام حوادث بحرانی ضعیف بیشتر داشته و مقاومت آن به حداقل برسد که این تقیصه در اسکلت های فلزی بعلت داشتن خاصیت پیوستگی و وجود شرایط همگنی به حداقل ممکن می رسد.

7- سهولت کارگذاری: با توجه به اینکه قطعات فلزی را می توان بصورت فرم های خواسته شده به شکل های گوناگون در کایخانجات و کارگاهای مربوطه منتاژ و آماده به کار نمود لذا در نصب و راه اندازی آن نهایت صرفه جویی از نظر وقت به عمل می آید. که این مورد نیز در قطعات بتنی به راحتی قطعات فلزی نمی باشد. 

8- شکل پذیری: یکی از بارزترین خاصیت مصالح فلزی « فولاد» شکل پذیری آن است. که این شکل پذیری به مصرف و حجم بالای آن نیز در ساخت و ساز منجر شده است مصالح فلزی قادرند تمرکز تنش را که در واقع علت شروع خرابی است و ینروی دینامیکی و ضربه ای را تحمل نماید در صورتیکه مصالح غیرفلزی «بتنی» ترد و شکننده در مقابل نیروهای فوق الذکر بسیار ضعیف هستند. یکی از عواملی که در هنگام خرابی و فرسودگی بخشی از سیستم خبر می دهد و از خرابی ناگهانی و خطرات احتمالی و ناگهانی سازه ها جلوگیری می کند خاصیتی است که در مصالح فلزی موجود است و در مصالح بتن وجود ندارد.

9- انفجار: در ساختمان های با اسکلت فلزی بارهای وارده معمولاً توسط اسکلت ساختمان تحمل می شود و این بارها فشار اصلی را بر اسکلت همگن در جات مختلف وارد می کنند که بارها از قطعات پر کننده مانند تیغه ها و دیواره ها استفاده نمی شود. نیروی تخریبی انفجار سطوح حائل را از اسکلت جدا می کند و انرژی مخرب آشکار می شود ولی ساختمان بطور کامل ویران نمی شود اما در ساختمانهای اسکلت بتنی سازه بتنی (بتن سطح) خرابی دیواره ها باعث ویرای ساختمان می شود. و این اسکلت ها «بتنی» درصد تخریب بنا به مراتب بیشتر از اسکلت فلزی است.

10- تقویت پذیری: معمولاً اشتباه در انجام هر کاری اجتناب ناپذیر است که این در ساختمان سازی نیز مشهود می باشد اما بعضاً اعضاء ضعیف یا نواقصات موجود در اسکلت فلزی که در اثر محاسبات اشتباه، تغییرات ضوابطی، جابجای مقررات و شرایط اجرا و... موجود می آید می توان با روش ساده و آسان و با هزینه ای کم مانند جوش کاری- برج کاری و یا پنج و بهره کردن قطعات و . . .

به شکل قطعات جدید تصویب و اصلاح نمود و یا حسب شرایط چگونگی موقعیت کاری دهانه هایی با مختصات مربوطه اضافه کرد که این روش تبر در اسکلت های بتنی به علت منفک بودن اسکلت با دیواره های حائل و یا دهانه ها مقدور نمی باشد.

11- وزن کم: معمولاً ساختمانهای با اسکلت فلزی به مراتب سبک تر از اسکلت بتنی هستند بعنوان مثال شبکه میلگردی متون های ساختمان و دیاوره های حمال با ضمانت بتن سنگینتر از ستون های مشابه در اسکلت فلزی بوده. میانگین وزن ساختمان فولادی را می توان بین 245 تا 390 کیلوگرم بر متر مربع و یا بین 80 تا 128 کیلوگرم بر متر مکعب تخمین زد در حالی که ساختمان های بتن سطح این ارقام به ترتیب 480 تا 780 کیلوگرم بر متر مربع و یا 160 تا 250 کیلوگرم بر متر مکعب می باشد. بنابراین وزن کم اسکلت فلزی به ما این امکان را می دهد که در هزینه بخش های مختلف به شکل محسوسی صرف جویی شود.

12- اشغال فضا: به طور کل ساختمان های ساخته شده با اسکلت فلزی به نسبت ساختمان های بتنی فضای بیشتری را اشغال می کنند به عنوان مثاب در دو ساختمان مساوی از نظر ارتفاع و ابعاد، ستون و تیرهای ساختمانهای فلزی از نظر ابعاد کوچکتر از ساختمانهای بتنی می باشند. بنابراین اشغال یا فضای مرده در ساختمان های بتنی بیشتر ایجاد می شود. چون تهیه شبکه میلگردی برای ستون های و تیرها مستلزم پوشش بتنی مناسب بوده و همین امر باعث اشغال فضای بیشتری برای مسلح شدن شدن بتن و ساخت پایه ها می باشد.

ب: معایب ساختمان های اسکلت فلزی:

1-ضعف در دمای زیاد: همانگونه که استحضار دارید شرایط اقلیمی و چگونگی آب و هوا بر اینجانب شیوه ساخت و ساز تأثیر مستقیم دارد لذا از اینرو باید سعی شود با لحاظ شرایط مناسب برای ساختمان سازی اقدام نمود. مقاومت ساختمان های فلزی با افزایش دما کم می شود. اگر دکای اسکلت فلزی از 500 تا 600 درجه سانتیگراد برسد تعادل ساختمان به خطر می افتد.

2- خوردگی و فساد: از جمله عواملی که در فساد و تخریب ساختمان های فلزی اثرگذار هستند عوامل خارجی است و قطعات مصرفی در ساختمان های با اسکلت فلزی در مقابل عوامل جوی خورده شده و از ابعاد آن کاسته می شود و مخارج تعمیر و نگهداری و همین محافظت از ان زیاد است. دقت در عمل آوری اسکلت ها و زنگ زدایی و همین جلوگیری از واکنش های شیمیایی که عامل عمده تأثیرات خارجی می باشد تا حدودی از روند رو به رشد فساد و خوردگی فلزات جلوگیری می نماید.

3- کمانش پذیری: در ساختمان های فلزی قطعاتی که در معرض مستقیم فشارهای مربوطه قرار دارند تمایل زیادی که به کمانه شدن دارد و در نهایت فشار به کمانه تغییر شکل میدهند. با توجه به اینکه قطعات فلزی زیاد و ابعاد مصرفی معمولاً کوچک است کمانش نقطه ضعیف موجود است.

4- جوش نامناسب: در ساختمان های فلزی اتصال قطعات به همدیگر با جوش، پرچ، پیچ و مهره صورت می گیرد. استفاده از پیچ و مهره و تهیه و ساخت قطعات در کارخانجات اقتصادی ترین، فنی ترین کار می باشد که در کشور ما برای ساختمان های متداول و مورد مصرف مردم و نیاز اساسی آنها چنین امکاناتی مهیا نیست. اتصال با جوش به علت عدم مهارت جوشکاران « بعضاً همیشه و از طرف همه جوشکاران جوش کامل نمی شود» استفاده از ماشین آلات قدیمی- عدم کنترل دقیق توسط مهندسین ناظر، گران بودن هزینه آزمای جوش و . . . بزرگترین ساختمان های فلزی می باشد. تجربه ثابت کرده است که سوله های ساخته شده در کارخانجات در صورت رعایت مشخصات فنی و استاندارد این عیب را نداشته و دارای مقاومت سازه ای دو برابر بارهای وارده و نیروی زلزله است.

و . . . اما . . . متولیان امر از شهرداری که نقطه آغازین است تا شرکت های مسکن ساز و یا مردم و مستمر دست اندکاران نظارت بر کیفیت همه باد در چهارچوب قوانین مدون و آئین نامه های ساختمانی نسبت به انجام مسئولیت خطر خانه سازی اقدام نمایند.

متأسفانه مشاهده می وشد شرکت های مسکن ساز نو بنیاد فارغ از هر گونه تجربه و معلومات فنی و مهندسی و امکانات اجرایی و با حداقل نظارت دستگاه های ذیربط وارد آشفته بازار مسکن شده و در این بل بشوی تبلیغی با تشریفاتی کردن دستورالعمل ها و آئین نامه ها به سرعت در پی منافع خود هستند که با این کار نه تنها آپارتمانهای ساخته شده مأوای آرامش نمی باشند که سبب پریشانی و تشویق خاطر ساکنین نیز می گردد. گواه این مدعا انبوه سازانی است که برای سود بیشتر و یا جبران خسارات ناشی از افزایش قسمت ها کیفیت را ندای سرعت در اجرا نموده و فقط افق صورت و ضعف قطعی و افق تحویل موقت می اندیشد.

و اما چند سئوال اساسی:

چرا با پیشرفت های علمی کشور در زمنیه های مختلف ساخت و ساز شاهد تأثیر آن در اجرا نمی باشیم ؟ در حال حاضر عوامل اجرایی بعضاً تخصص لازم را ندارند. آیا دستگاه های مسئول روند پیشرفت در کیفیت کار را مورد ارزیابی قرار می دهند به عنوان مثال نمونه های آزمایشگاهی برای اطمینان در اجرا گرفته می شود؟ که بارزترین آن تست جوش می باشد.

بنابراین همه به هم بر این اصل اساسی راسخ باشیم که: حقوق مسکن شایسته معامله در بازار مسموم دلالان مسکن ساز نیست و آنهائیکه از این مسئولیت «جان مردم» به هر شکل ممکن شانه خالی می کنند بدانند که در مسکن اخرت آرامش نخواهند داشت.

 

 

قربان کرمی ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱۱

چرا اهل سنت به شیعیان روافض می گویند؟

چرا اهل سنت و وهابیت به شیعیان روافض می گویند؟ رافضی به چه معنا است؟

جواب اجمالی:رافضی به معنای رها کننده است و در ابتدا به کسی گفته می شد که با حکومت وقت مخالفت کند و چون شیعیان خلافت بعضی خلفا را رها کردند، این نام را برای آنان استفاده کردند ولی انگیزه اصلی به کارگیری این لقب طعنه زدن به شیعیان به عنوان رها کنندگان دین است و بهانه ای گردیده بود برای ظلم کردن به آنان.

 جواب تشریحی:رافضه» از ماده «رفض» به معنای ترک کردن و رها کردن است، چنان چه در مقابیس اللغة آمده: (رفضتُ الشیء أی ترکته) یعنی فلان شیء را رفض کردم یعنی آن را ترک کردم. و در ادامه گفته: به کسانی که با امیران و حاکمان خود مخالفت می کردند، روافض گفته می شد.
این واژه در ابتدا، همان طور که در معنای لغوی گفته شد، به کسانی که با حکومت وقت مخالفت می کردند، اطلاق می شده است، چنانکه معاویه این لفظ را بر مردان و عده ای دیگر که پس از جنگ جمل نزد او آمده بودند به کار برده و در نامه خود به عمروعاص نوشته است: «وقد سقط الینا مروان بن الحکم فی رافضة اهل البصرة» مروان با گروهی از رافضه (کسانی که با علی(علیه السلام) مخالفت می کردند) نزد ما آمد. و این که بعدها به شیعیان رافضه گفته شد به این دلیل بود که شیعیان را به خروج از دین و ترک آن متهم می کردند. و آنان را مخالف و ترک کننده خلفا می دانستند.
اما بعد از آن این اصطلاح در مورد شیعیان به دو صورت به کار رفته است:
الف) گاهی این واژ به همه فرقه های شیعه اطلاق شده، چنان که اسفرایینی، امامیه را یکی از فرقه های رافضه دانسته و دو فرقه دیگر را کیسانیه و زیدیه بر شمرده است.
ب) و گاهی این واژه به فرقه خاصی از شیعه (امامیه) اطلاق شده چنان که ابوالحسن اشعری گفته است: «دومین گروه از شیعه، رافضیان یا امامیه اند»
به هر حال با مطالعه در تاریخ متوجه می شویم که بعضی از اهل سنت از این اصطلاح به عنوان حربه برای تضعیف و به انزوا کشیدن شیعه استفاده کرده اند، چرا که از این طریق آنها را به رها کردن و ترک دین و خروج از اسلام متهم می کنند و وقتی شیعیان با چنین برخوردی از طرف اهل سنت مواجه می شدند نزد ائمه(علیهم السلام)می رفتند و از این وضع شکایت می کردند و ائمه(علیهم السلام) با درایت این مشکل را به نحو مطلوبی حل می کردند. در روایتی آمده که یکی از یاران امام صادق(علیه السلام) به ایشان عرض کرد: مردم به ما لقبی می دهند که کمر ما را شکسته و قلب های ما را پژمرده کرده است و حاکمان به بهانه این لقب خون ما را مباح می دانند. امام صادق(علیه السلام) فرمود: آیا منظورت لقب «رافضه» است، عرض کرد: آری، امام(علیه السلام) او را دلداری داد و به او فرمود: اندوهگین مباش که گروه خاصی از اصحاب موسی (که فرعون را رها کردند) به این نام، نامیده شدند... آری شما بدی را رها کردید ولی آنان خوبی را»
حال جای بسی تعجب است که محبان اهل بیت(علیهم السلام) به خروج از دین متهم می شوند، اهل بیتی که مردن همراه با محبت آنان، مردن در اوج و کمال ایمان است .

 

قربان کرمی ; ٩:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٩

چگونه باشیم بهتر است ؟

چگونه باشیم بهتر است ؟

گاهی نباید دید و گاهی هم باید خوب دید . اگر در دیدن تامل شود ،  اتفاقی که می افتد بر وفق مراد است ، تناقض افکار در جامعه مدنی که دوقطب مخالف ،اما عاشق و دوستدار  هم گاهی در تعامل و گاهی در تقابلند ،  زندگی را شیرین  و هدفدارمی کند ، چون فراوانی زائقه و تنوع افکار باعث شکوفایی زندگی می شود . ازاینرو اگربرداشت دختران و پسران را از منظر اختلاف بررسی کنیم می بینیم که با وجود اختلاف لغوی شدید خوشبختانه در کانون زندگی تعاملی هدفمند دارند .  با مقایسه  این دو دیدگاه لازم است قضاوت منصفانه و بدون از ملاحضات جنسیتی و تفاوت های منسوخ در خلقت  زن و مرد باشد .

دختران چه می گویند ؟

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: “قیمتت چنده خوشگله؟”سواره از کنارت گذشتم، گفتی: “برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!” درصف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود!در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود! زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی! در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ خود را برای هوس بازی بیندازی روی من! در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی! در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریادکشید و تو پشت سر من بلندگفتی: “زهر مار!”در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود!در پارک، به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم!نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی!من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی!مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی! تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است!من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام!عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی!عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد!من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر!وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است!وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است!نه دیگر من به حقوق خود واقفم، و برای گرفتن برابری در مقابل تو تا به انتها استوار و مستحکم ایستاده ام زیرا به هویت خود رسیده ام، به هیچ وجهی از حق خود نخواهم گذشت.من با تو برابرم، احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی احتیاجی ندارم که تو حامی باشی خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم!من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری وهمگامی با مرا نخواهی یافت تازمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی!گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و در غیر اینصورت ترشیده می شدند و در خانه پدر مایه سرافکندگی بودندامروز تو برای هم گامی با من)و نه تصاحب منکه من تصاحب شدنی نیستم( باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم دادخودم را نه به قیمت هزار سکه ویک جلد کلام الله که به هیچ خواهی دادممکن است دوست و همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد .

 

 

پسران چه می گویند؟

پیاده از کنارم گذشتی و اخمت سهم نگاه مشتاق من بود و لبخندت نصیب آنکه سواره بود!سواره از کنارم گذشتی و مرا اصلاً ندیدی و کرشمه ات را به آنی ارزانی دادی که قیمت ماشینش از خونبهای من بیشتر بود، در صف نان صدای لطیفت نانوای خسته را به وجد آورد و نوبتم راگرفتی و بروی خودت هم نیاوردی زیر باران خیلی قبل تر از تو منتظر تاکسی بودم اما ماشین که آمد آب گل آلود را بر من پاشید و جلوی تو ایستاددر تاکسی که نشستم آرزو کردم کنارم ننشینی تا اگر ماشین تکانی خورد و به تو خوردم، حیوان خطابم نکنی در اتوبوس بین ما نرده آهنی بود، جایم را اگر به تو تعارف میکردم میگفتی یا دیوانه است یا مرض دارد در سینما، دیدم که تهمینه میلانی تمام مردان را شیطان تصویر کرده، کفرم درآمد، نیکی کریمی جیغ زد و گفتم زهرمار دعوا که کردم، او که میدانست مادر و خواهرم را بیشتر از خودم دوست دارم به آنها ناسزا گفت تا بیشتر بسوزم! در پارک رفتارت فقط حرسم را درمی آورد و این هدف اصلی تو بود ،  آزادی ات را صاحبان قدرت گرفتند،همانان که از قدرت ثروت اندوختند و تو که مدل ماشین پسرانشان را میدیدی دست و پایت شل میشد، من ازدواج نکردم چون تو چشم و هم چشمی داشتی و به انگشتر سه میلیونی نظر داشتی، تازه این فقط یک حلقه بود از زنجیر خواسته هایت بود ، صفت ترشیده را اولین بار از خودت شنیدم، کوچکتر بودی یادت هست میگفتی معلم ریاضیتان شوهر نکرده، گفتی ترشیده!عاشق که شدم تلفنم را قطع میکردی و بهانه ات حضور میهمانهایتان بودعاشق که شدی، فردا که مادر میشوی را ندیدی؟ دلت نمیخواهد همسر پسرت را بپسندی؟ تو و مادرم یکی هستید! من باید اضافه کاری کنم تا تو در هر میهمانی لباسی جدید بپوشی تا به تو بگویند خوش تیپ من باید شبها هم کار بکنم تا تو سفره ات رنگین باشد و به تو بگویند کدبانوخسته از اضافه کاری برگشتم و گفتی پوشک بچه را عوض کن چون من ناخنهایم را تازه لاک زده اماوقتی خواستی طلاق بگیری، “گفتند” بچه مال پدر است! من نگفتم، همان دینی گفت که تو برایش از پس اندازمان سفره ابوالفضل می انداختی ویهویی خواب میدی که باید به حج بروی، آنهم در اوج گرفتاریمان آری، اینچنین است خواهر من! رفتارهای زشت ما از پس هم می آیند خوشحالم حالا که میخواهی تغییر کنی من هم برآنم که بهتر باشم و شادتر باشیم در کنار هم، من و تو ای هموطن، بدون هر نوع بغض و کینه و تبعیض جنسی مایی بهتر برای برای فردا و آینده ای بهتر.

با سپاس از وبلاگ نویس خوب و دوست داشتنی  ( قاصدک )

قربان کرمی ; ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٧

جوابیه شورای شهر گچساران

جوابیه !  

    همه نیک میدانیم خانم حاتمی یکی از چهره های ماندگار این شهر و این کشور هستند . مبارزات و فداکاری های اودر قبل و بعد از انفلاب بر هیچ کس پوشیده نیست ، از این رو انتظار می رود در بیانات  و نوشته های خود قدری بیشتر تامل کنند تا این سابقه درخشان به همین صورت مقبول مانده و درنظرگاه مردم ماندگار باشد . اخیراً در یکی از سایت ها به قلم ایشان  پیشنهادی به اعضای شورای جدید شهر و مسئولین فرموده اند که جای بسی تأمل دارد. لذا مزید اطلاع این بانوی ایثارگرعرض می شود ، ایام به کام : لازم است بیدارشدن از خواب قیلوله که به واسطه لالایی شهردار محترم در نیم روز نصیب شما ودیگراعضای فعال شورای شهرمان گردید است را تبریک بگویم . اما ای کاش این حرف ها را دو سال پیش هم میزدید تافرصت قضاوت برای مردم بیش از الان می بود ، آنگاه  که زمین و زمان را  همتایان سیاسی شما  با نخ نامرئی رابطه  در این شهر به هم دوخته بودند و کسی را  جرأت فریاد نبود . مگر آقای قاضی فر  که به زعم شما سردار با جرات سازندگی در شورا و شهرداری بودند چه گل زینتی بجز اجرای طرح های فرسوده هزینه بر دهه شصت کلان شهر ها را  به مردم هدیه دادند ؟ هی بابت پروانه ساخت از مردم پول گرفتید و با شهرک سازی  صهیونیست ها را روسفید کردید ، اما دریغ ازکمترین خدمات رسانی . سرکار علیه مستحضرید که بخش عمده ای از  درآمد ملی به ترنم  نسیم غبار زده و بوی  بد گازهای سنگین چاه های همین شهری است ، "چاهی که اثرات مخرب آن تا مغز ریه های فرزندان این آب و خاک نافذ است "که شما در مقام یکی از تصمیم گیران کلانش بوده و هستید ، پس بگو سهم ما دراین آشفته بازار ( به نام من به کام تو ) چیست ؟ آیا سهم و بضاعتش از هوای پاک و فضای سبز جز بوی  فاضلابی که در مسیل فصلی" زاینده رود گچساران" از ابتدای جاده دیل تا انتهای محله رادک جان دوباره ای به مردم بخشیده چیز دیگری هست؟آیا آب شرب مصرفی این شهر با سختی بالای پانصد در مقیاس خود نشان ازتلاش شبانه روزی شهردار و شورای شهر نیست ؟ آیا تا به حال زندگی در محله های قدیمی این شهر به اجبار نصیب هیچیک از این عزیزان تصمیم گیر در شورای شهر گردیده است ؟آیا در زمان صدارت شما هیچگونه زمین خواری نبوده ؟ بابا  زمین خواری ریسمان کلفتی است که با سوزنی از جنس دلار سر در جای  امنی برده که بیرون آوردن این ریسمان رسن شده  به این راحتی نیست . آیا آن موقع سرمایه داران با ارتباط های سیاسی اقتصادی فعالان عرصه زر و زور نبودند ؟نمود کارفرهنگی شما در این شهر چیست؟ شاید هم هست اما ملت چشم بصیرت ندارند ، در مقایسه با دیگر شهرها کارهای فرهنگی خیلی کم است ، اگر هم هست در حد تقدیر و تشکر از شهردار یا دیگر مسئولین خوش قدم می باشد. ایستگاه تاکسی شهری فرار از دست مسافر ، ساعتی شمال و ساعتی جنوب ، برای خرید و انجام امورات روزمره نصف راه را باید پیاده برویم تا به ایستگاه برسیم . اتوبوس های واحد شهری کجای شهر سرویس دهی می کنند ؟ هیچ جایگاه مشخصی ندارند و مسافران سردرگم و پریشان. شمارا به خدا  بس کنید از این همه بازی با احساسات مردم ، آنها آرامش میخواهند ، چون حق مسلم هرشهروندی  امنیت و آرامش است  که متاسفانه این روزها کانون  قلم های مصلحتی  شما و امثالهم گردیده است .کمی به خود بیائید و از این خداحافظی های مظلوم نمایانه دست بردارید که گوش مردم از این داستان  های خسته کننده ! لبریز است . و بسی سوأل ? سوأل? سوأل ...?که درآرزوی جوابشان باید فعلأ بار زیره ای به کرمان برده تا ببینیم بعدها چه خواهد شد !!!!  


قربان کرمی ; ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٦

اندر حکایت میز

اندر حکایت میز ریاست !

دریا طوفانیست بادبان ها به چپ !!!

میز وسیله‌ای برای کار در خانه یا اداره است که از یک صفحه تخت و چند پایه  با کشاب های افقی و قائم ساخته شده است. اکثراً به همراه صندلی به کار برده می‌شود. تعدادی از میزها کوچک و تا شو بوده و قابل حمل می باشند. (البته این را به خاطر داشته باشید )، انواعی از میزها نیز برای کاربردهای ویژه ساخته شده‌اند که از آن میان می‌توان به میز غذا ، میز عمل ، میز کار ، میز توالت، میز نقاشی و میز دوکاره  اشاره کرد که مارا فعلا به جز میز کار با بقیه حساب وکتابی نیست .

 ...و اما میز کار !

میز کار امروزه با جهشی انقلابی تغیر نام یافته و به میز ریاست تبدیل شده و جای خود را درواقع با اریکه قدرت عوض کرده ، میزساده ای که درابتدای کار با بسم الله متبرک می شود و سوگندی از جنس خدمت و بیزاری از خیانت را تجربه میکند به ناگاه تا جایی گستاخ شده  وبا رنگ و نمایی درشأن، با گوشی های کارا و ناکارآمد و نیز رایانه های دکرواسیون گونه با کنتراستی دو وجهی آنچنان بزک شده که پشت آن خدا ی سبحان هم فراموش می شود ، اینکه این میزساده خوش نهاد چرا به یکباره  دیو می شود و از پشت قالب موزونش فتنه ها می روید، خود سری دارد اندرون ، که از زبان بی زبانی همی گوید:  که این درد نهان سوز نهفتن نتوانم ، عیب نه از جنس و نه در زنگ و نه در جای میز است ، هرچه هست در دست آن میز نشینی است که با صندلی گردون  هی تاب خورده و سر به رابطه داده وجودش را با تلفن های مشکوک کس ندان آرام فروخته تا که  افسار همان  میزی را بگیرد که در واقع  هم کر است و هم لال ." خدایش بیامرزد گراهام بل را که اگر میدانست اختراعش برای ماندن میز ریاست است شاید این کار را نمی کرد " اما نهایت سوء استفاده از این نعمت خدا با ماهیتی ابزاری چرا؟ گذاشتن  آخرت وپندهایش در ته کشاب های زیرین میز با قفل های چینی چرا؟ و دنیا را با تمام رنگ و لعابش زیر شیشه آن گذاشتن چرا؟ چرا ترس از ترک میز شما را به این همه حقارت وادارد ؟ مگر نه این است که خدمت صادقانه کمر آدم را می شکند ؟ مگر نه برای ایمان سازی است پس چرا  ایمان سوزی ؟ آیا باید باور کنیم آنهائیکه دو دستی میز ریاست را می چسپند و به این موجود بی زبان تکیه می دهند فقط نیت خدمت دارند و دیگر هیچ ؟ پس اگر این چنین است چرا با بوی خاک باران دیده همسایه که نشان از آمدن طوفانی سهمگین از هاله و هول  برای جابجایی دارد وا رفته و خود و داشته هایتان  راپیاده و سواره با هدایای باستانی روانه کسان و نزدیکان نماینده میکنید و با هر حیلتی به قول خیام از جرم گل سیاه تا اوج زحل را به هم می دوزید تا که چند صباحی بیشتر بمانید . یا فصل مدرسه بچه ها، یا ریزه کاریهای باقیمانده ، یا بیماری مادران سال ها پیش مرده ، یا قول دادن های نا شرع و یا ... را بهانه کرده و برای مزایای موجود درلایه های به هم تنیده این بی زبان فرصت ساز از هر فرصتی ولو انسانیت فروگذار نیستید .  البته حب میز نه الان که سابقه طولانی در کشور ما ایران مخصوصأ دوره قاجاریه  دارد ،

 مثلا : در سکانسی از فیلم ماندگار ”حاجی واشنگتن”  زنده یاد حاتمی صحنه ای را به تصویر می کشد که طی آن سفیر دولت فخیمه قاجار،موسوم به حاجی واشنگتن؛با بازی زیبای استاد عزت الله انتظامی،میزبان رئیس جمهور سابق ایالات متحده امریکا می شود.حاجی به رسم میهمان نوازی ایرانی و البته سیاست ورزی یک دیپلمات قجری هر آنچه در توان دارد از چلوکباب تا چای و پسته خندان ایران را به میهمان خود تقدیم می نماید و در اواخر زمان میزبانی،درخواستی را نیز با رئیس جمهور سابق ایالات متحده مطرح می نماید.پریزیدنت سابق با خونسردی و ملبس به لباس کابویی،برای حاجی توضیح می دهد که وی دیگر رئیس جمهور نیست و باید مانند مردم عادی به زندگی معمولی خود بپردازد و البته از حاجی دعوت می کند برای بازدید به مزرعه اش برود تا میهمان نوازی وی را جبران نماید….

چند توصیه دوستانه به میزداران محترم !

موسم خزان است ودریا طوفانی، با بوی باران تازه برگ ها زرد و هوا کم کم سرد می شود ، رویه درحال عوض شدن است ، دولت از دهم به یازدهم و استاندار از غیر بومی به بومی  متغیر گردیده و ... عزیزان، دلبستگان به میز ریاست  ، اگر میخواهید این میز تمیز  را از دست ندهید توصیه های زیر را جدی بگیرید وگرنه شاید گردون بر وفق مراد نباشد . اول اینکه : با تمام وجود سیریش میزتان باشید وتمام قد مواظب آن . دوم : یک روز که هیچ، حتی لحظه ای این وامانده را بی حساب و کتاب رها نکنید ، چون اتفاق یک لحظه است . سوم : اگر قصد مرخصی ، ماموریت و یا سفر خارج که چه عرض کنم ، داخل را دارید حتما از نوع مسافرتی آنرا آماده و با خود ببرید . یا اینکه حتی المقدوردر زمان ریاست قید سفر را بزنید . بابا کی گفته هر دنیا گشتنی بهتر از  دنیا نشستن است ، آن هم پشت میزی با این خیر و برکت ؟ چهارم : به نزدیکترین کسان خود، حتی نورچشمی ها هم اعتماد نکنید ، تجربه نشان داده که در شرایط حساس این یکی دست آن یکی دست را نمی گیرد . پنجم : گوش به زنگ باشید که نماینده و دم دستی های آن چه موقع بیکارند و می توانند شما را به خوبی دریابند، از ریز تا درشت خود را برایشان دیکته کنید تا بشود سند عملکرد ، چون هرچه قطورتر باشد توجه به آن کمتر است . ششم : احتیاط شرط عقل است ، تا میتوانید خود را به  حزب باد نزدیک کرده و از فاصله گرفتن بپرهیزید،  چون نان را به نرخ روزخوردن مرام شماست ، تا دوره بعدی هم خدا کریمه ، فردا راکه دیده شاید یهویی ورق برگشت و شما شدید لیدر اصلی نماینده آینده و مقسم میزهای این دستی.

در میخانه بستند خدایا ! مپسند                                    که درخانه تزویر و ریا بگشایند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب                چون نیک بنگری همه تزویر می کنند


قربان کرمی ; ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۳

مهرگان

مهرگان

اولین روز دبستان باز گرد ، کودکی ها شادوخندان بازگرد

درس های سال اول ساده بود  ، آب رابابابه سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس ،  روبه مکار و دزد و چاپلوس

با وجود سوز و سرمای شدید ، ریزعلی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکتی جا می شدیم  ، ما پر از تصمیم کبری می شدیم

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود  ،  جمع بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم  ، لااقل یک روز کودک می شدیم

مهرگان دانش آموزی ، بازگشایی مدارس بر فرزندان این کهن مرز وبوم مبارک

 

قربان کرمی ; ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢