کی میتونه ؟؟؟؟/

به نام خدا

کی می تونه جز من وتو دردمونو چاره کنه ؟

یادتونه زیر گنبد کبود دو تا دوست بودن و کلی حسود؟ تقصیر همون حسودا بود که حالا شده یکی بود یکی نبود.

  آری درد تو ،دردمن، درد همکلاسی،درد هم دانشگاهی ، درد همشهری ،درد بچه های محله ، درد دختران ،درد پسران ، درد پدران کار کشته ، درد مادران داغ دیده ، درد فرزندان حال شاید فرزندان آینده و...درد من وما.

  بله درد من و ما بیکاری است .(بیکاری، بیکاری ،بیکاری) بیکاری تنها خودش نیست که روزگارمان را سیاه کرده است . این میهمان ناخوانده همراه و همزادی دارد که صد مرتبه از خود بدتر است .( همزادی چون افسردگی ،خماری ،انحراف ، اعتیاد ،انسداد ، انجماد ، اضطراب ، یاس و نومیدی )

... و اما تو ای کاندیدای محترم و ای کسی که این روزها قشون کشون مردم را با گرفتاریها و مشکلات روزمرگی  روانه هر کوی و برزنی میکنی و در سایه پازلی از کلمات رنگین از بر  شده برای صندلی سبز بهارستان ردای وکالت می دوزی. ای عزیز تر از جان و ای  کسیکه این روزها واجب تر از نان شبی . دغدغه این مردم شمردن محرومیت هایشان نیست (محرومیت جزء ذات این مردم است ) . اینها به هدر رفتن سرمایه هایشان (فرزندان دلبندشان) را نظاره گرند ، استعداد های پاکی که اگر شکوفا شوند معجزه میکنند، اما متاسفانه از فرط بیکاری ذره ذره جلوی چشمانشان مثل شمع آب میشوند و جز آه و افسوس کاری از دستشان بر نمی آید . بیا و رو راست باش و بگو واقعا چه کاره ای ؟ چه می دانی ؟ چرا آمده ای ؟ اما خدا وکیلی شعار نده چون خسته از تکرار لالایی های دروغینی هستیم که قبلا ما را به خواب بیکاری فرو برده است . بگو چه راهکاری داری؟ نسخه شما بر این درد مزمن چیست ؟ نکند به ریشمان بخندی و غروب دوازده اسفند بعد از شمارش آرا  بگویی دودوتا شانزده تا ،کی به کیه ؟ تو می دانی که با رای ماها من میشوی .اگر می خواهی من شوی و من بمانی باید به من وما توجه کنی . بدان وآگاه باش : گردش پولی ، حساب های بانکی ، معادلات ارزی ، امتیازات انحصاری ،فقط مشکل بخش کوچکی از جامعه را آن هم به شکل مقطعی حل می کند . به کار گیری نیروهای رسمی ،قرار دادی و پیمانی در ادارات و سازمانها به سفارش و رابطه ایجاد اشتغال نیست . برادر عزیز اگر نمی دانی بدان مشکل بیکاری فقط و فقط با تولید  و ایجاد امنیت اقتصادی حل می شود . زحمت شما از بابت این که راهکار بدهید را کم کردیم و خودمان می گوئیم که شما زمینه ساز تولید باشید ، به زیر ساخت ها توجه کنید ، به اعتبارات مصرفی دل نبندید به کارهای اساسی فکر کنید ، به خودتان نمره بیست ندهید چرا که نمره زمانی ارزش دارد که دیگران آن را بدهند .

 

 

 

 

و اما چند سوال اساسی :

آیا از نرخ رشد بیکاری شهر خود و اختلاف آن با شهر های همجوار اطلاع دارید ؟

آیا می دانید در حوزه انتخابیه شما برای آمار گیری اخیر بیش از هفت صد نفر لیسانس و فوق لیسانس شرکت کرده اند ؟ این همه لشکر کشی برای یک ماه کار با دست مزد میانگین  چهارصد تومان چه معنی و مفهومی دارد ؟ آیا نشانه بارز بیکاری نیست ؟

آیا به نحو پذیرش نیروی انسانی که اخیرا برای شهرداری اگهی کرده بودند اطلاع دارید ؟

آیا واقعا به فکر جذب سرمایه های تولیدی در این دیار هستید ؟

آیا پس از ورود به مجلس در مصوبات صاحب نظری یا فقط دست بالا می بری و اعلام حضور می کنی ؟

آیا به نظر شما شهرستان های محروم این استان بضاعت کارخانه های تولیدی را ندارند ؟

و خلاصه شب دراز است و آیا و ... زیاد .

واما خواهش ما از مردم فهیم و با غیرت استان  : بیائید برای ساختن آینده ای بهتر این بار فارغ از هر گونه تمایلات سیاسی ، حزبی ، جناحی و طایفه ای به کسی رای دهیم که با تمام توان به مقابله با بیکاری بر خیزد و در این کارزار مهم صاحب نظر باشد .

 

خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت

به آن ملت سر و کاری ندارد که دهقانش برای دیگران کشت 

 

قربان کرمی ; ٥:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱۸

طبیعت را دریابیم

در آستانه سیزدهم فروردین روز طبیعت قرارداریم ، حد اقل به بهانه این روز هم که شده مرور کنیم آنچه را با این طبیعت کرده ایم .

چشمه با قل‌قل نوشت:"قل هو الله احد" دانه ای از زیر سنگ گفت:" الله الصمد"  دانه بوی گل گرفت  زیر آن سنگ کبود " لم یلد" تکرار شد بر لب هر جود وبود.

همه میدانیم که حفظ منابع طبیعی یک باور است نه یک سیاست . اگر باور نکنیم باید بسوزیم در جنگل خشک ، جنگلی که قلب طبیعت است ، جنگلی که با دستان بی تدبیر خشک  می شوند ، جنگلی که شاخساری بی سایه دارد ، جنگلی که ریشه در تخریب دارد ، جنگلی که می رود به قهقرای سراب .

حفاظت از جنگل بدون تدوین برنامه ای جامع برای بهره برداری از آن توسط جوامع محلی امکان پذیر نیست. تا زمانی که جوامع محلی رابطه ای معقول بین خود و جنگل به عنوان ثروتی بزرگ که منبع تأمین زندگی آن ها است، نبینند و آینده خود را در گرو محافظت از اصل این دارایی تلقی نکنند، محافظت از جنگل امری دشوار و ناممکن خواهد بود.برای حفاظت از این ثروت عظیم ملی که علاوه بر زیبا و دل انگیز بودن، قابلیت ایجاد شغل و درآمد و رونق بخشیدن به اقتصاد درهم شکسته مناطق محروم را هم دارد! باید برنامه ای جامع و عالمانه تدوین شود، برنامه ای که در تدوین و طراحی آن تمام ظرفیت فکری کارشناسان و نخبگان جامعه به کار گرفته خواهد شد.

مسئولین عزیز بیدارند ، احیانا  اگر خوابند بشنوند صدای پای تخریب کنندگان جنگل و مرتع را ، امروزه ما فقط به سیاست های به ظاهر بازدارنده و بی نتیجه دل خوش کرده ایم و با برگزاری جلسات و سمینارهای شکیل سعی در حفظ منابع طبیعی و جنگل داریم ، اما غافل از اینکه  ما در ابتدای جاده تخریب قرار گرفته ایم ، عزیزان من : تخریب منابع طبیعی و جنگل صرفا چرای زود رس و دیررس نیست ،  تخریب طبیعت یعنی  قاچاق واگذاری ، قاچاق تخریب ، قاچاق سوخت ، قاچاق فروش گیاهای خوراکی  و ...  متاسفانه ما  از همه این قاچاق چیان چند قدم عقب تر هستیم، یکی از مهمترین عوامل نابودی طبیعت واگذاری منابع ملی در قالب طرح های بی تعریف و واسطه ای است ،  با نگاهی اجمالی به لیست واگذاری های یک سال گذشته  به خوبی مبرهن است که در واقع برای طبیعت که کاری نکرده ایم هیچ  از جهتی به نابودی آن نیز دلبسته ایم .

تا نگاه  میکنی گاه رفتن است ، افسوس که خیلی زود دیر می شود .

با احترام قربان کرمی

 

قربان کرمی ; ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٧