تاجگرون نماد ملی استان

 با نگاهی اجمالی به کارنامه وکلای محترم مجلس در ادوار گذشته از بدو تشکیل مجلس در زمان مظفرالدین شاه تاکنون به وضوح خواهیم دید که معمولا سیاسیون در حوزه های انتخابیه کوچک صرفا سعی در مطرح کردن خود و رونق ارتباطات اجتماعی برای ماندگاری بیشتر داشتند و بعضا با تعاملات اقتصادی و سهم خواهی از امتیازات اعطایی به دیگران ضمن گذران زندگی متفاوت با مردم نیم نگاهی هم به دورآینده خود داشتند و این باور را نیز دربین موکلین ترویج داده بودند که شهرستانی با وجود پایتخت نشین ها و استان های بزرگ نمی تواند مطرح شود و راه به جایی ببرد و در نهایت از قبل تسلیم ضعف خود در بیان و عمل می شدند و این واقعیتی بود که پذیرفتنش برای آنها سخت و به مراتب سخت تر از اعتماد مردم بود . البته عنایت به این اصل که توانمندان در بدترین شرایط ناممکن ها را ممکن می کنند و داشته هایشان را در جهت پیشرفت کشور معمول می دارند امری بدیهی است . و اما دکتر تاجگردون با طرحی نو در ساختار وکالت و ارائه برنامه ای فرا استانی توانست اقتدار بینش سیاسی و توانمندی های علمی خود را بر رقیبان نمایان کند و درست در جایی بنشیند که گذشتگان را به آن حتی رویایی هم نبود ، ریاست یکی ازکمسیون های راهبردی مجلس یعنی جایی که قلب تپنده کشور است یقینا دلیل بر بضاعت علمی و شان سیاسی ایشان می باشد ، امید است با عنایات حق تعالی و تلاش همچون گذشته آن بزرگوار برگ زرین دیگری بر افتخارات این شهرستان و استان افزون گردد . بی جهت نیست توقع این شهر و دیار اگر از این افتخار ملی در آینده ای نزدیک جایگاهی بالا و بالاتر بخواهیم ،لذا لازم است بیش از پیش به خود آئیم و سطح توقعاتمان را نیز فرا استانی کنیم به جای خواستن موتور برق دنبال نیروگاه و یا به جای بکارگیری چند نفر به عنوان کارگر ساده دنبال طرح اشتغالزای چندین هزار نفری باشیم ونهایت اینکه با ارائه طرح های بزرگ به افق های دور بیندیشیم ، و اما اینجانب ضمن آروزی موفقیت برای ایشان توصیه ای برادرانه به مردم فهیم استان و مهمتر شهرستان های گچساران و باشت دارم : بیائید با هم آوایی و همدلی دست دوستی فشرده و با حمایت از این نماینده کم نظیر راهی را که شروع کرده ایم با صلابت به انتهای آرزویمان که همانا دیدن شهری آباد و دیاری روشن است برسانیم . 

قربان کرمی ; ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٩

نفت یعنی ؟

بیائیدنفت را خودمانی بکنیم

به قلبم نشستی نگفتم چرا؟                        دلم را شکستی نگفتم چرا؟

 یکی خواب شب های من را ربود ،     چودیدم تو هستی نگفتم چرا؟

از روزی که چاه شماره یک یعنی اولین  چاه نفت خاور میانه در منطقه‌ای بنام میدان نفتون (دره خرسون ( مسجد سلیمان در ۵ خرداد ۱۲۸۷ به فوران نشست،  درست یکصد و شش سال و بیست روز می گذرد . آن زمان نیروی محرکه ماشین‌های استخراج نفت بخار آب بود  با نام ناآشنای   (STEAM)انگلیسی و کارگرانش همه از بختیاری های خون گرم . که زحمت شبانه روزی آنها فقط چند ریال نا قابل  بود که آنهم با شعار ( موکه مهر علی من دلمه  - نفت ملی سی چنمه ) رنگ و بوی مذهبی گرفته بود و صرفا بیگاری مفرط بود و بس و هزاران داستان جورواجور نفتی ، و خلاصه  ، اینکه این چاه الان کجاست و اندرون چه دارد مارا کاری نیست  ما فعلا داشته های خودمان را ورق می زنیم تا به ویلیام ناکس دارسی و سروسرشان با مظفرالدین شاه قاجار و به دنبال پهلوی ها و دگران ودر آخر برسیم به امروز و 1+5  تا ببینیم این میراث رنگی استعمار گر پیر چه کرده با دل ریش ریش ما ، با  گذشت این همه سال و  برداشت از چا های نفت ایران اگر چه نفت زده مان کرد اما انصافا  بد هم نبود ، القصه ... این چرخ گردون گشت و گشت ، سالها از مرگ ماها هم گذشت ، اما دریغ که این نفت و این چرخ دینامش به شهر ما برنگشت . دلمان خوش بود بالخره همانطوری که کارگری چاه نفتون حق بختیاری هاشد، چرخ چاه های گچساران را هم دوگنبدانی هایی بچرخانند که دل گرو پیشرفت همین چاه و شهر دارند ، آنهای که هم علم دارند و هم تجربه و هم ایمان ،  اما اینگار که رویه بر وفق مراد نیست ، اجانب با انقلاب رفتند و اما بختیاریها هنوز حرف اول نفت را در شهرمان میزنند . مسئولین به هوش باشند که اگر قرار است سرچاهی چرخی بگردد باید با دستان توانمند بچه های همین دیار بچرخد که ریه هایشان پر از دودهای همین چاه ها و دلشان پر از عشق به دیار است . 

و اما چند سوال اساسی :

آیا ما نمی توانیم  و نمی دانیم آنچه را که دیگران در این شهر واین دیار نفتی می کنند ؟

آیا حقمان نیست نفتمان را خودمان استخراج کنیم ؟ اگر نفت درآمد ملی است جوانان ما احراز ملیت شده اند .

چرا جوانان ما که خوابشان در کابوس نفت خرناس می کشند نباید نفتی باشند و نفتی فکر کنند ؟ بگذارید لااقل برای دیگران بکاریم .

 

قربان کرمی ; ۸:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٢