دزد ی چیست؟ و دزد کدومه ؟

کی گفته یکی بود یکی نبود ؟ دروغ میگن ، هم این یکی بود ، هم اون یکی . این یکی بود چون خیال می کرد اون یکی نیست و اون یکی بود چون نمیدونست این یکی هم میاد . خلاصه همین قدر بدونید که همه بودند ، اما خدارا اون بالا بالا ها نمی دیدند . از همان روزی که قیل و قال قابیلیان گوش فلک را سوزاند معمای نارنجی دزد و دزدی شروع شد و اما این واژه دوسویه هی گشت و گشت تا به امروز که قرنها از عمرش می گذرد ، نه تنها پیر و فرتوت و مرحوم نگشته که سرزنده و مشروع همراه بشر مانده وهمچنان دردسرساز . در مورد این کلمه آنچه در فرهنگ عامه مردم رایج بوده و هست ، یعنی بالا رفتن از دیوار کسی به قصد خالی کردن خانه و بردن دارائی های موجود در آن ، ولی به نظر می رسد با پیشرفت علم وتکنولوژی این روش یواش یواش منسوخ شده ودیگر فاقد جایگاه قدیمی می باشد ، چون از دیوار بالا رفتن مشکلات خاص خود را دارد ، هم دوربین های مدار بسته موی دماغ است و هم شیشه های روی دیوار دستکش های چرمی را ریش ریش می کنند و از جهتی با ارزش درآمد روز هم تساوی خرج و دخل نمی کند ، لذا دزدان عاقل راهی را می روند که هوشیاران را دور بزنند و کلاهی تاجدار از این کلاف رنگین ببافند بهر نیکان . قاضی رو به قلندر با فریادی از ته گلو و با چکشی بر میز عدالت ،! چرا مرغان گلمبر را دزدیدی مردک؟ مگر شهر هرته ؟ مملکت قانون داره ، بی حساب و کتاب نیست ،که هر که از دیوار مردم بالا بره ! میدونی جرم سنگینی داری ؟ قلندر گریه کنان با ترس و لرز و درحالیکه از شرم سر به سینه دارد ، می گوید جناب آقای قاضی خداوکیلی کار من نیست ، من به گور بابام بخندم که جرات کنم مرغ کسی را بدزدم ، من این کار را نکردم و حالا که شما اصرار دارید و به حرمت دادگاه اعتراف میکنم و ... بالاخره درب نرده ای زندان به روی قلندر باز می شود و مردمک تنگ چشمانش به جمال پاک دربندانی از جنس معتاد و دزد و آدم کش و جیب بر و ... گشاد می شود و فضای دهشت زده زندان دانشگاه دانشجوی جدیدی می شود که فقط متهم به مرغ دزدی بوده است ، اما گذشت چند ماه و نشستن در کلاس درس بزرگان این دانشگاه قلندر را آب دیده و حرفه ای بین جامعه رها می کنند و آن می شود که نباید بشود . یعنی دردسری بزرگتر برای جامعه ای بیمار، اما کمی آن سوتر در راهروی قانون و با ابزار شرع مقدس و با استفاده از امکانات بیت المال به نرمی و ملایمت آنچنان دزدی شکیل و با کلاسی صورت میگیرید که تمام قضات انگشت به دهن می مانند و بر این افتخار بزرگ لوحی زرین اعطا می کنند ، لوحی که امثال قلندر با آن دزدی نکبت بارشان در طول عمر قادر به شمارش اعداد رنگینش نیستند ، حال با این اوضاع چاره کار چیست ؟ آیا گرفتن قلندران مرغ دزد و به زندان بردنشان که حرفه ای می شوند اصولی است ، یا فراری دادن دزدان قلم به دست که آینه بغل ماشینشان خون بهاء جمعی از قلندران مرغ دزد است ؟ نه این و نه آن ،،، به جای قطع دست دزد بیائیم زمینه دزدی را برداریم ، بیائیم امکان دزد بودن را حذف کنیم ، همه میدانیم هیچکس بالفطره و ذاتی دزد به دنیا نیامده ، آنچه از ما دزد می سازد شرایط زندگی است ، اگر میخواهیم از این وضعیت رها شویم باید جامعه راطوری بسازیم که ساختن دزد در آن میسور نباشد .

قربان کرمی ; ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٩

هفته دولت برای ملت !!

امام على (ع) :خطاب به همه دولت مردان اسلامى اگر با مقام و قدرتی که داری ، دچار خودبزرگ بینی شدی ، به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از توست بنگر که تورا از آن سرکشی نجان می دهد . ملت و دولت هردو با هم چرخیدند تا شهریوری دیگر از راه برسد ،که به یاد بیاوریم روزی دیگر را که بزرگان به راحتی گذاشتند و گذشتتند ، روزی که یادآور خاطره ای تلخ و اسف بار از جنس عروج آسمانی دولتمردانی صادق بود ، بله هفته دولت رسید ، هفته اقتدار و پیروزى ، هفته خودنمایی دولتمردانی که ملی هستند و ملی زندگی می کنند ، دولتى است که حمایت و پشتیبانى میلیونها تن از ملت خود را همراه دارد. هفته دولت، هفته بیان داشته های اعتماد ساز دولتی است که با ملت شکل می گیرد ، دولتی که هرچه دارد با یاری ملت است و لاغیر ، این هفته کم نظیر به پاس قدردانى از دولتى است که هدفش اجراى حدود الهى و احکام آسمانى اسلام و ایجاد جامعه اى سرشار از عدالت، نظم و امنیت است. حالا چرا این هفته را هفته دولت مینامیم به این علت است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت مکتبی بود که درآن دوره بحرانی حداکثر تلاش و کوشش خود را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب، و همچنین خدمت به مردم صادقانه اعمال کرد تا آن جا که جان خویش را بر سر آن نهادند .دوم شهریور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پایانى آن سالروز شهادت محمد على رجایى؛ رئِس جمهور و محمد جواد باهنر؛ نخست وزیر وقت ایران در سال 1360 است. اگر ما دولتی ها توانستیم پینه دستان کارگران شهرمان را با خوشبختی های خود گره بزنیم و حداقل بیمه گزار خوبی باشیم برای آیندگان و یا اینکه با منش شهید رجایی و نخست وزیرش یادگاری همچون طرح شهید رجایی پشت میز خدمت که حقوق مسلم ملت است به یادگار بگذاریم آنگاه دولتی هستیم و مدعی دولتمردی ساده زیست .و اما هفته دولت، فرصتى است تا لختى تامل کنیم و به آن چه در گذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظر افکنیم. باید رنج و تلاش مسوولان متعهد کشور را ارج نهیم، خدمت هاى نادیدنى دولت مردان خدمتگزار و صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوییم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشید بگوییم. و اما ملت چه می گویند : صادق باشید و معتمد ، به موقع بیائید و به موقع بروید ، صبور باشید و خویشتندار ، به میز دل نبندید ، که دل بستن به بی دلان کار شایسته ای نیست ، جلسات را کوتاه کنید تا ملت پشت در خسته از دستتان آه نکشند ، از کاغذبازی وبروکراسی زمان بر بپرهیزید ، تکریم ارباب رجوع را فراموش نکنید ، به مردم امید دهید ، امین اموال باشید و به بیت المال به رسم امانت نگاه کنید . راه رجاء بسته نیست گرچه رجایی برفت بی هنران را ببین، باهنری می برند

قربان کرمی ; ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱