شفیعی در لبه پرتگاه سقوط

از دوازدهم اسفندماه سال نود یعنی روز آزمون سخت انتخاباتی که بگذریم به نهم خرداد یک سال بعد یعنی شروع کار وکلا میرسیم ، روزی که عزیزان سوگند یاد می کنند که ملی باشند نه انحصاری از  نسیم صبح قرآنی مجلس تا به امروز بیش از دو سال کاری می گذرد و زمان برای قضاوت مناسب است.ظرف قضاوت اگر  تعصب طایفه ای و قبیله یا کدورت های انتخاباتی نباشد قطعاً شاخص های سه گانه یعنی(قانونگذاری، نظارت ، وظیه نمایندگی)خواهد بود.

آقای نوذر شفیعی که با اعتماد بیش از چهل و هشت هزارنفراز حوزه انتخابی نورآباد پا به بهارستان نهاد  قول داد تا وکیلی خوب ، معتمد و عدالت خواه برای دیارسبز ممسنی باشد (غیر از این هم نباید باشد چرا که چشم امیدمردم به همین کورسوی است که از مجلس سوسو می کند)اما متأسفانه علیرغم آنچه میخواستیم روز به روز با آرمانهای انتخاباتی فاصله گرفتند.شعارها را ازیاد بردند،جهت ها را عوض کردند،به جای طایفه زدایی طایفه زایی کردند،به  جای قانونگذاری و نظارت صرفاً ضلع سوم یا قاعده مثلث که همانا وظیفه نمایندگی و رسیدگی به یادداشت هاست را اهمیت دادند،فراموش کردند که اسفندی دیگر نیز در راه است و به جای کلی نگری و عنایت به طرح های کلان شهر سعی در رتق و فتق جزئیات نمودند،  به قولی قید نیروگاه را زدند و موتور برق را جایگزین خواسته های مردم کردند. به تغییر مدیران دل خوش کردند ، غافل از اینکه جابه جائی نیروهای اداری اگر در مسیر شایسته سالاری نباشد نه تنها روند خدمات رسانی را کند می کند که بدبینی های جانبی را به وجود می آورد ، متاسفانه رویه غیر متعارف در این فقره به نهایت بدبینی رسیده است . به درآمدها جز مسیر محدود فکر نکردند، بر خلاف شعار اول سال امتیازات انحصاری دادند ، شهرستان محروم مالکی را خیلی زود در مسیر پیشرفت دیدند، اما افسوس که هنوز نوبندگان است و بس ! به یاد نیاوردند که کارتون خواب های شهرشان هم اکنون  پتوخوابند و خیال کردند پتو خوابی یعنی رفاه اجتماعی در جامعه مدنی امروز ، با این همه آمدن و رفتن ورودی و خروجی های  شهر را هرگز ندیدند، زیرگذرها وروگذرهای لازم الاحداث که نماد فرهنگ ترافیک وشعور مراودات اجتماعی است پاک فراموش خاطر شریفشان شد.از همه اینها که بگذریم در بحث قانونگذاری، در طرح و پیشنهاد لوایح عام المنفعه صاحب نظر نبوده و نیستند ، صرفا با اعلام  موافقت یا مخالفت ابراز موجودیت می کنند .در وظایف نظارتی نه سوال نه تذکر ونه استیضاح  و نه تحقیق و نه تفحص در کمیسیون ها. آنجائی جای خوش کرده اند که کمتر نفعی برای موکلین دارد، عضویت در کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی چه نفعی به حال ما دارد، نماینده گچساران در همسایگی ما با اقتدار قلب بودجه را هدف گرفته اند ، در حالی که ایشان  قند  پارسی را به بنگال میبرند تا ببینند استراتیژی افغان ها با طالبان در دره وزیر آباد جنوبی به کجای تاریخ روس و بریتانیا می رسد.  به نظر شما تحلیل مسائل سیاسی خاور دور مشکل پل ارتباطی  فهلیان که زحمت نمایندگان قبلی است را حل می کند یا دو بانده کردن جاده نورآباد شیراز و یا جاده سپیدان به نورآباد که سال های سال در انتظار مانده است را ؟آیا آسفالت کوچه های خاکی  اشکان و برمک از مطالعه نخچیرگاه های  هند و پاکستان واجب تر نیست ؟آیا مسافرت های منطقه ای و بین المللی گره از مشکلات صیفی کاران  نورآباد باز خواهد کرد؟ پس این ذهنیت بوجود می آید که  مسیر حرکتی  نماینده مردم وکالت است یا تجارت ؟ اینها و صدها مورد مشابه  تنها بخشی از گسل های انحرافی در رفتارنمایندگی است که پایه های زیرساختی صندلی شما در بهارستان را متزلزل می سازد و پرتگاهی میشود برای سقوط از آن صندلی سبز . جناب آقای شفیعی دوستانه توصیه میکنم که تجارب گذشته را مرور کنید و به کار بندید ، اگر به خود نیامده و راه مردم را پیش نگیرید یقینا به سرنوشت آنانی گرفتار خواهی شد که مغضوب ملت شدند ، وکالت را با تفرقه واختلاف مرتبط نکنید مردم فهیم ممسنی همه اهل شعور و معرفت اجتماعی هستند و خوب میدانند که ...

صالح و طالع متاع خویش نمایند                                                                                                 تا چه قبول افتد وچه در نظر آید

قربان کرمی ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٤/٤