قادسیه صدام یا دفاع مقدس؟

 قادسیه صدام  یا دفاع مقدس ؟

از اعراب چه دیدیم که . . .

باز ایران ،،،،،،،،،، باز حمله ، این بار به جای فرش مدائن برای نفت مهران آمده بودند ، به جای  نهاوند به طمع فتح تهران ، به جای حذف زبان غصب خاک، و بهانه ای هم نداشتند ، اما نه با اسب و نیزه  و شتر که با توپ و تانک ومسلسل ، راستی چه خبر است ؟ آیا باید مصلوب صلیبشان باشیم ؟ مگر نه این است که در خانه خود نشسته و با داس خود نان خود می خوردیم ؟ خاکمان اگر توتیاست برای مردم همین دیار است و بس و این یادگار نیاکانی است که برای ثبت آن خون داده اند . این تهاجم زمانی بود که تنها ۱۹ ماه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذشت. صدام حسین رییس‌جمهوری وقت عراق با پاره کردن پیمان ۱۹۷۵ الجزایر در نطقی با تأکید بر مالکیت مطلق کشورش بر اروندرود که آن را شط‌ العرب می‌نامید و طرح این ادعا که جزایر سه‌گانه ایران به اعراب تعلق دارد، همزمان جنگ زمینی، هوایی و دریایی علیه ایران را آغاز کرد.لذا به بهانه روز سی ویک شهریور سال پنجاه و نه شروع جنگی ناخواسته و نا برابر شرحی کوتاه جاری میکنیم به روان پاک شهدای هشت سال دفاع مقدس . باشد که با رحیل صبحگاهی انتهای قافله خوشبختی به سالاری شهداء  نباشیم .

   اینکه قبل از حمله ویرانگر اعراب در سال سی هجری قمری جایگاه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی  سرزمین متمدن ایران در چه مقام و منزلتی بوده بر هیچ مورخی پوشیده نیست . امپراطور ساسانی در پرتو موقعیت جغرافیایی خود ، پل ارتباطی و بازرگانی بین آلتای شرقی و سومری غربی بود . تجارت جهانی از طریق جاده ابریشم ، مناسبات به روز بازرگانی ، شکوفایی اقتصادی به واسطه تولید و تجارت منسوجات پشمی و ابریشمی ، رونق صنعت شیشه سازی و قالی بافی ، نبوغ فکری محاسباتی و مهمتر روابط هوشمندانه جهانی به سبب برخورداری از فرهنگ غنی فلسفه و علوم مخصوصا : علم پزشکی ، ریاضیات ، نجوم و هنر باعث شد تا این موارد تنها یکی از دلایل حمله اعراب به ایران باشد . حال با علم به ایرادات اساسی دربار ساسانی و تاثیر مستقیم ناکارآمدی دستگاه حاکم و عوامل گوناگونی که زمینه ساز انقراض این سلسله پادشاهی گردید  به شرح  دلایل این حمله و تاثیرات مخرب آن می پردازیم  :

الف : دلایل حمله اعراب به ایران

  • دورنمای کسب ثروت و زمین یکی از انگیزه ها و اعتقادات مذهبی اعراب برای حمله به ایران بود .
  • گرسنگی و فقر اعراب، روایتی نقل شده که در آن فرمانروایان قول «گنج خسروان و قیصران» را به اعراب داده بودند .
  • به روایتی نقطه شروع جنگ اعراب و ایران، و یا به عبارتی قیام اعراب " به اسلام گرویدن  بین النهرین تحتِ کنترل ساسانیان بود " که می‌خواستند خود را از سلطه ساسانیان خارج کنند.
  • توماس نوبل معتقد است که از آنجایی که یورش و غارت در میان اعراب مرسوم بود، پس از اینکه اسلام خشونت را میان مسلمانان ممنوع کرده بود، اعراب به روزنه جدیدی برای بروز این خشونت سنتی نیاز داشتند و این دلیل نظامی گری آنها می‌باشد.
  • انتقال اعراب به هر عنوانی به سرزمین‌های خارج از عربستان باعث محدود شدن نزاع‌های داخلی در درون جامعه اعراب می‌شد.
  • برخی  از مورخین ظهور و گسترش اسلام را اجزای یک فرایند می دانند که خود ناشی از تغیرات آب و هوایی  و کمی آب در عربستان می‌باشد.
  • گسترش شبکه تجاری و انجام معاملات اسلامی آنها را به کشور گشایی بیشتر ترغیب می کرد.
  •  (پان عربیسم) ماهیت اصلی این حمله را در واقع می توان پان عربیسم دانست .
  • برقراری امنیت در مسیرهای تجاری و ارتباطی در عربستان بود. در حین انجام این کار، جنگ بر سر منابع آب، چراگاه‌ها و شترها به جنگی بین‌المللی گسترش پیدا کرد.

ب: اثرات حمله اعراب به ایران

حمله اعراب به ایران چه از نظر سیاسی و چه ازنظر اجتماعی ، مهمتر ، موثرتر و مرگبارتر از حمله مغول ها بود زیرا مغول ها به خاطر فقدان یک مذهب مشخص و عدم اعتقاد به هیچیک از ادیان و آئین های معتبر ، درمجموع  از تعصب مذهبی و رجحان ملتی بر ملت دیگر بود و بر این باور می جنگید  . به عبارت دیگر حمله مغول ها اساسا متوجه تصرف قدرت و تغیر شکل سیاسی حکومت در ایران بوده ، امااعراب از یک طرف کوشیدند تا با اشغال نظامی ایران ، استقلال و شکل سیاسی حکومت ایران را نابود کنند و از طرف دیگر تلاش کردند تا با قرآن و اسلام ملت ایران را در امت اسلام و دین و فرهنگ و زبان و خط ایرانی را در دین و زبان و خط عربی حل کنند . از این روز نتایج مخرب حمله اعراب به ایران از نظر تاریخی عمیق تر و از نظر جغرافیایی گسترده تر از حمله مغول ها بوده است . اعتقاد به اینکه : قرآن ناسخ همه کتب و اسلام ناسخ همه ادیان و اندیشه هاست ( ان الاسلام یهدم ما کان قبله ) ، باعث شد تا اعراب مسلمان به آثار علمی و ذخایر فرهنگی سایر ملت ها ، به دیده حقارت و دشمنی بنگرند . با چنین ایده ای در حمله به ایران و مصر و اقدام به نابود کردن ذخایر علمی و فرهنگی این ممالک پرداختند ، آنچنانکه تمام کتابخانه ها را به آتش کشیدند و کتاب ها را وسیله گرم کردن حمام ها کردند .  در حمله به ایران از همین " سیاست آتش " استفاده کردند . به طوریکه کتابخانه  های ری و جندی شاپور را به آتش کشاندند ، زیرا عمر نیز معتقد بود که با وجود قرآن مسلمین را به هیچ کتاب دیگری احتیاج نیست . نابود کردن کتب علمی و فلسفی و ویران ساختن آثار هنری و بنا های تاریخی سیاست عملی همه مهاجمین بوده اما در حمله اعراب این کار ناپسند علیرغم مقاومت ایرانیان نتیجه ای نداد و بالاخره  با نهایت  بی شرمی  هرآنچه خواستند و توانستند بر سر فرهنگ و ملت آوردند.

از تمام مسایل و معضلات حمله اعراب به ایران که بگذریم مشکلات  اخلاقی و رفتار ناشایست اعراب نکته قابل ملاحظه ای است که برای آیندگان و مورخین ما جای مطالعه و تحقیق خواهد داشت . در استناد تاریخی آن دکترزرین کوب تاریخ دان ایرانی رفتار اعراب با ایرانیان را (مضحک، شگفت انگیز، و ظالمانه) خوانده و اعراب را مردمانی خشن و ساده دل می‌داندومی‌نویسد که بجز کسانی که به شدت تحت تاثیر تعالیم اسلامی قرار گرفته بودند، بقیه نسبت به اعراب احساس کینه و نفرت داشتند.  کما اینکه با تکرار تاریخ و حمله صدام در شهریور پنجاه و نه نهایت بد اخلاقی  ها با مردم شهر های جنوبی ایران شد ودر کمال تاسف مجامع بین المللی آن را صرفا بخشی از اثرات جنگ دانستند . علاوه بر کشت و کشتار و تخریب و انهدام خانه ها و تاسیسات  دارایی های قابل انتقال را بردند و نوامیس ما را نیز به اسارت بردند  و چه بی احترامی های که در حق آنها روا داشتند ، همچنان که با به اسارت بردن زنان و کودکان در سال سی هجری سابقه تاریخی خود را شکوفا کردند درصورتیکه کشور گشایان ایرانی در هر فتح خود نهایت احترام را در حق مردان شهرهای تصرف شده روا می داشتند باید این رفتار ناشایست اعراب را به حساب دین اسلام آورد یا اینکه مردم عرب ، چراکه در تعریف و اصل ادیان اسلام را  دین  مهربانی  و برابری مینامند  . اکنون با گذشت بیش از هزارو چهارصد سال از جنگ اول و سی و سه سال از جنگ دوم اعراب علیه خاک ایران و با در نظرگرفتن تفاوت های موجود در این دو جنگ با فاصله زمانی نسبتا زیاد و عنایت ویژه به مشترکات موجود  و مهمتر نامهربانی ها چند ساله دفاع مقدس و در نقطه اوج آن همراهی و همکاری تمام کشور های عربی با صدام به خوبی می توان استنباط کرد که خوی برادری و همدردی با عجمان در آنها وجود نداشته و نخواهد داشت . بنا براین  لازم است با کیاست و حفظ استقلال ارضی و فرهنگی و نیز بهره گیری از ظرفیت های موجود آنها  و همچنین توجه به جایگاه ویژه برخی از آنها به واسطه ذخایر نفت و گاز کشورعزیزمان  را از خطر دشمنان مصون داریم ، تجربه  چندین ساله و تکرار رفتاریک سویه اعراب نشان داده است که بهترین راه عدم اعتماد به آنها است .

قربان کرمی ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۳٠