بابت همه چی ممنونم

در میکده و دیر که جانانه تویی تو،،، مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه بابت هر شبی که بی تشکر و خداحافظی سر بر بالین گذاشتم و یادت نکردم ، بابت هر صبحی که بی سلام به ظهر رسیدم و سر خوش از روزم شدم ، بابت لحظات شادی که به یادت نبودم ، بابت رنج سفری که برایم به جان خریدی ، بابت بهانه قشنگی که برای سفرت به خاطرم ساختی ، بابت تمام لحظه های انتظارت که درکلام و پیام ماندی ، بابت دوست داشتن بی منتی که صمیمی بود و بی ریا ، بابت رنجی که در پائیز برگ ریزان نفس های تازه ات برای گرمی نفسم کشیدی ، بابت کنایه های درد آوری که از در و دیوار برشانه هایت ریخت و چون کوه صبور بودی ، بابت بغض بلندی ای که با نفس سنگین سینه ات برایم ترکتندی ، بابت اشک چشمی که گونه های نازک را به خاطرم ترکرد ، بابت دستمال خیسی که لحظه ساز خاطره ها شد ، بابت شب های که به یادم نخوابیدی ،،،،، ازت ممنونم

قربان کرمی ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱٧