مزرعه خیار

مینالم از صدای زجه طفلی که ازفرط گرسنگی سینه خالی از شیر مادری را می فشارد که در مزرعه خیار همسایه برای سیر کردن شکم شوهر و دیگر بچه هایش بوته های سبز خیار را به این سو و آن سو می زند ، ببینیم دردمان چیست ؟ اینکه چرا مردان کار در خانه تپیده اند و زنان باردار حمال مشکلات شب و روز هستند ، اینکه بیماری نان آور خانه بی درمان است ، اینکه مردان خانه یار وفادار سنگر کدام خمارخانه هستند، اینکه داروغه به حکم شرع دستبند قانون را بر مچ کدام مرد دیارمان زده است ، اینکه خمارمردان عرصه این زندگی نکبت بار را در خماری رها کنیم ویا درمان فعلا بماند . اما آیا ما آن مسلمانی هستیم که آمده ایم تا با کارمان و رفتارمان به انسانیت انسان ارج نهیم و یا اینکه روزی چند بار بر حسب عادت نه معرف لپ های لبو شده را با کلمه طیبه ولا ضالین پر کنیم ؟ آیا معنی واقعی نیاز را در بیان ایاک نعبد می یابیم یا در اعراب سوره مکی کوثر ؟ بیائیم قرآن این کتاب اول و آخر بشر را به جای بوسیدن و بر تاقچه گذاشتن وارد زندگیمان کنیم ، تا بگوید شنیدن صدای ناله بچه های گرسنه با قهقه بچه های سیر تفاوت دارد ، تا بگوید سیر کردن شکم گرسنگان بهتر از احساس گرسنگی در خود ساختن برای اینکه بدانیم چقدر گرسنه هستند ، تا بگوید از مال دنیا فقط یک شکم سیر به ما می رسد و بقیه مال و اموال اضافی است ، تا بگوید اگر همسایه ات گرسنه است صدای قل هو الله ما هم به جای نخواهد رسید ، تا بگوید فذالک الذی یدالیتیم یعنی ایتام را بخوان نه بران ، تا بگوید شب با شکم پر خوابیدن هم کابوس می آورد و هم کراهت دارد ، تا بگوید توبه مال مردم خوردن مال مردم دادن است با الهی العفو ادا نمی شود . خلاصه این است آنکه موجود وجود حال ماست و ای ین است مسیر فرجام ، چه باید کنیم تدبیری است شایسته .

قربان کرمی ; ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/٢٢