اندر حکایت میز

اندر حکایت میز ریاست !

دریا طوفانیست بادبان ها به چپ !!!

میز وسیله‌ای برای کار در خانه یا اداره است که از یک صفحه تخت و چند پایه  با کشاب های افقی و قائم ساخته شده است. اکثراً به همراه صندلی به کار برده می‌شود. تعدادی از میزها کوچک و تا شو بوده و قابل حمل می باشند. (البته این را به خاطر داشته باشید )، انواعی از میزها نیز برای کاربردهای ویژه ساخته شده‌اند که از آن میان می‌توان به میز غذا ، میز عمل ، میز کار ، میز توالت، میز نقاشی و میز دوکاره  اشاره کرد که مارا فعلا به جز میز کار با بقیه حساب وکتابی نیست .

 ...و اما میز کار !

میز کار امروزه با جهشی انقلابی تغیر نام یافته و به میز ریاست تبدیل شده و جای خود را درواقع با اریکه قدرت عوض کرده ، میزساده ای که درابتدای کار با بسم الله متبرک می شود و سوگندی از جنس خدمت و بیزاری از خیانت را تجربه میکند به ناگاه تا جایی گستاخ شده  وبا رنگ و نمایی درشأن، با گوشی های کارا و ناکارآمد و نیز رایانه های دکرواسیون گونه با کنتراستی دو وجهی آنچنان بزک شده که پشت آن خدا ی سبحان هم فراموش می شود ، اینکه این میزساده خوش نهاد چرا به یکباره  دیو می شود و از پشت قالب موزونش فتنه ها می روید، خود سری دارد اندرون ، که از زبان بی زبانی همی گوید:  که این درد نهان سوز نهفتن نتوانم ، عیب نه از جنس و نه در زنگ و نه در جای میز است ، هرچه هست در دست آن میز نشینی است که با صندلی گردون  هی تاب خورده و سر به رابطه داده وجودش را با تلفن های مشکوک کس ندان آرام فروخته تا که  افسار همان  میزی را بگیرد که در واقع  هم کر است و هم لال ." خدایش بیامرزد گراهام بل را که اگر میدانست اختراعش برای ماندن میز ریاست است شاید این کار را نمی کرد " اما نهایت سوء استفاده از این نعمت خدا با ماهیتی ابزاری چرا؟ گذاشتن  آخرت وپندهایش در ته کشاب های زیرین میز با قفل های چینی چرا؟ و دنیا را با تمام رنگ و لعابش زیر شیشه آن گذاشتن چرا؟ چرا ترس از ترک میز شما را به این همه حقارت وادارد ؟ مگر نه این است که خدمت صادقانه کمر آدم را می شکند ؟ مگر نه برای ایمان سازی است پس چرا  ایمان سوزی ؟ آیا باید باور کنیم آنهائیکه دو دستی میز ریاست را می چسپند و به این موجود بی زبان تکیه می دهند فقط نیت خدمت دارند و دیگر هیچ ؟ پس اگر این چنین است چرا با بوی خاک باران دیده همسایه که نشان از آمدن طوفانی سهمگین از هاله و هول  برای جابجایی دارد وا رفته و خود و داشته هایتان  راپیاده و سواره با هدایای باستانی روانه کسان و نزدیکان نماینده میکنید و با هر حیلتی به قول خیام از جرم گل سیاه تا اوج زحل را به هم می دوزید تا که چند صباحی بیشتر بمانید . یا فصل مدرسه بچه ها، یا ریزه کاریهای باقیمانده ، یا بیماری مادران سال ها پیش مرده ، یا قول دادن های نا شرع و یا ... را بهانه کرده و برای مزایای موجود درلایه های به هم تنیده این بی زبان فرصت ساز از هر فرصتی ولو انسانیت فروگذار نیستید .  البته حب میز نه الان که سابقه طولانی در کشور ما ایران مخصوصأ دوره قاجاریه  دارد ،

 مثلا : در سکانسی از فیلم ماندگار ”حاجی واشنگتن”  زنده یاد حاتمی صحنه ای را به تصویر می کشد که طی آن سفیر دولت فخیمه قاجار،موسوم به حاجی واشنگتن؛با بازی زیبای استاد عزت الله انتظامی،میزبان رئیس جمهور سابق ایالات متحده امریکا می شود.حاجی به رسم میهمان نوازی ایرانی و البته سیاست ورزی یک دیپلمات قجری هر آنچه در توان دارد از چلوکباب تا چای و پسته خندان ایران را به میهمان خود تقدیم می نماید و در اواخر زمان میزبانی،درخواستی را نیز با رئیس جمهور سابق ایالات متحده مطرح می نماید.پریزیدنت سابق با خونسردی و ملبس به لباس کابویی،برای حاجی توضیح می دهد که وی دیگر رئیس جمهور نیست و باید مانند مردم عادی به زندگی معمولی خود بپردازد و البته از حاجی دعوت می کند برای بازدید به مزرعه اش برود تا میهمان نوازی وی را جبران نماید….

چند توصیه دوستانه به میزداران محترم !

موسم خزان است ودریا طوفانی، با بوی باران تازه برگ ها زرد و هوا کم کم سرد می شود ، رویه درحال عوض شدن است ، دولت از دهم به یازدهم و استاندار از غیر بومی به بومی  متغیر گردیده و ... عزیزان، دلبستگان به میز ریاست  ، اگر میخواهید این میز تمیز  را از دست ندهید توصیه های زیر را جدی بگیرید وگرنه شاید گردون بر وفق مراد نباشد . اول اینکه : با تمام وجود سیریش میزتان باشید وتمام قد مواظب آن . دوم : یک روز که هیچ، حتی لحظه ای این وامانده را بی حساب و کتاب رها نکنید ، چون اتفاق یک لحظه است . سوم : اگر قصد مرخصی ، ماموریت و یا سفر خارج که چه عرض کنم ، داخل را دارید حتما از نوع مسافرتی آنرا آماده و با خود ببرید . یا اینکه حتی المقدوردر زمان ریاست قید سفر را بزنید . بابا کی گفته هر دنیا گشتنی بهتر از  دنیا نشستن است ، آن هم پشت میزی با این خیر و برکت ؟ چهارم : به نزدیکترین کسان خود، حتی نورچشمی ها هم اعتماد نکنید ، تجربه نشان داده که در شرایط حساس این یکی دست آن یکی دست را نمی گیرد . پنجم : گوش به زنگ باشید که نماینده و دم دستی های آن چه موقع بیکارند و می توانند شما را به خوبی دریابند، از ریز تا درشت خود را برایشان دیکته کنید تا بشود سند عملکرد ، چون هرچه قطورتر باشد توجه به آن کمتر است . ششم : احتیاط شرط عقل است ، تا میتوانید خود را به  حزب باد نزدیک کرده و از فاصله گرفتن بپرهیزید،  چون نان را به نرخ روزخوردن مرام شماست ، تا دوره بعدی هم خدا کریمه ، فردا راکه دیده شاید یهویی ورق برگشت و شما شدید لیدر اصلی نماینده آینده و مقسم میزهای این دستی.

در میخانه بستند خدایا ! مپسند                                    که درخانه تزویر و ریا بگشایند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب                چون نیک بنگری همه تزویر می کنند


قربان کرمی ; ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۳