دجال در ظهور

دجال در عصر انتظار

مهر ورزی و نیک خواهی، آسایش و آرامش همگانی، بیزاری از ظلم و فریب کاری، نفرت از تباهی و آلودگی ، لازمه یک زندگی اجتماعی مطلوب است . خداوند زیبایی و رفاه را برای همه خواسته و از مشکلات و کاستی‌های دیگران رنج می‌برند و لذا در مواقع بروز بلاها  باید به یاری یکدیگر برمی‌خیزیم. طبیعی است انسانی که دارای حیات اجتماعی است، انسان ها  زمانی می‌توانند به امیال فطری خود پاسخ دهد که جامعه، تحت مدیریت صحیح قرار گیرد.  این مدیریت مورد نظر زمانی است که منجی بیاید.

و اما داستان دجال ! داستان دجال که در احادیث و منابع اسلامی آمده است نشان از ماهیت تاریخی و مقایسه آن موجود با واقعیت های روز است.  ( انسانی یک بعدی با یک چشم در پیشانی ) این نشانه بارز دجال است . نظام پلید حاکم بر جهان نظامی یک بعدی است که انسان آن را با یک چشم می نگرد وچون انسان نیز جهان و زندگی را با یک چشم می نگرد وآن هم با چشم چپ ، بنا براین دجال می شود افسونگر اذهان عمومی.پس انتظار یعنی رسیدن به آرمان  موعود و نجات را در شکل عقلانی آن دیدن ، نه اینکه به اسم ها و رسم ها توجه نمودن چون اگر غیر از این باشدهر کسی می تواند ادعای ناجی بودن بکند و آنگاهست که هر روز باید شاهد  ظهور یک امام زمان  جدیدباشیم. اینکه نجات بخش واقعی از قریش ، بنی هاشم ، احفار پبغمبر و از پدر و مادری مشخص و دارای نام و لقب و کنیه مخصوص است راه را بر هر ادعای دروغین می بندد و باعث می شود داستان آنان موقتی و صرفا درحد یک حادثه تاریخی باشد .  میرزا سلطان ، میر احسان و یا شرمت الله را نمی توان با این قید و بند های مشخص جور کرد ، از این مهمتر اینکه این قید ها جزو توجیه فلسفی و بینش مکتب ماست .

قربان کرمی ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۳٠