سوء مدیریت مردم را به ستوه آورده

 

سوء مدیریت مردم را به ستوه آورده به فکر چاره باشید !

تجربه تاریخی نشان می دهد که سوء مدیریت حتی به انقراض حکومت ها هم منجر می شود موارد زیادی را در تاریخ شاهد بودیم که در اثرگمایش مدیران نالایق در پست های کلیدی نابسامانی های در سطح کلان کشوری بوجود آمده که در نهایت منجر به دگرگونی و انقلاب گردیده است .به عنوان نمونه میتوان به خاطرات بوزجمهر وزیر دانشمند ساسانیان اشاره کرد که علت انقراض آل ساسان را با وجود تدبیر و خرد وزیر دانشمندی همچون خود اینچنین بیان می کنند . نالایقی مدیران از یکسو و دانش کم  و تجربه اندک از سوی دیگر باعث شده که کارهای بزرگ را به این افراد نادان بسپارند و بزرگان و مهتران با تجربه جملگی در بند و بعضا نظاره گر باشند و این اتفاقات زمینه بد بینی ملت را به حاکمان فراهم آورد عدم همراهی ملت با دولت یکی از دلایل سرنگونی ساسانیان شد.

معلوم است که همه نهادهای جامعه در قوه مجربه خلاصه نشده و سایر نهادها نیز در روند اداره یک کشور به اندازه خود سهیم می‌باشند، اما در میان بسیاری از اندیشمندان این اتفاق نظر وجود دارد که وجود دولت خوب، شرط لازم برای حکمرانی خوب است و دولت خوب شکل نمی گیرد مگر با انتخاب مدیران لایق و شایسته .از ابتدای شروع به کار دولت های نهم و دهم متاسفانه به سبب کینه های حزبی و گروهی روند بکار گیری مدیران فله ای در کشور به یک با ور تبدیل شد و اعتقاد خرافی به این باور مافیایی قانونمند شد و در نتیجه اکثریت مدیران از جامعه بی سواد و ناکار آمد انتخاب  شدند ، ادامه این روند باعث شد تا هرم مدیریت در کشور از راس تا قاعده جملگی ضعیف و ناتوان باشد و به نوعی نقش یک گزمه بله قربان گو را ایفا کنند . در نظر بگیرید بضاعت علمی و تجربی یک مدیر را که در اداره ای با حداقل نیرو مدیریت می کند حتی نیروهای ضعیف و غیر کلیدی آن اداره از آن مدیر قوی تر و باتجربه تر هستند ، تنها با حفظ کردن واژه های کلیدی که لازمه کارشان می باشد وانمود می کنند  که میدانند اما با کمی تغیرات در این نوشته ها از خط خارج و توانایی ادامه مسیر را ندارند و آنجاست که ماهیت عاریتی آنها برای ملت هویدا می شود . به صراحت میتوان گفت هیچ مدیری در سطح ادارات وجود ندارد که از کارشناسان خودقوی تر باشد  ، تنها عاملی که مدیران را از کارشناسان و حتی نیرو های عادی مجموعه برتر کرده است حکم مدیریتی آنهاست وگرنه در شایستگی هیچ حرفی برای گفتن ندارد. در بین مدیران  اسباب ماندگاری فقط تامین منافع بالادست است و لاغیر . معضل بزرگ رابطه بازی و نادیده گرفتن شایستگی و عمل نکردن به ضوابط قانونی باعث گردیده که در حال حاضر هیچ چیز جای خود قرار نداشته باشد و همین عدم تعادل در مراودات تضییع حقوق مردم را باعث گردیده و امتداد این راه به ناکجا آبادی است که قضاوت تاریخی را برای آیندگان راحت تر از پیش می کند و آنگاه پیشیمانی و افسوس ودریغ سودی نخواهد داشت . پس به حکم اینکه خیلی زود دیر می شود به فکر چاره باشید .

بااحترام

قربان کرمی

 

/ 0 نظر / 17 بازدید